Wednesday, December 25, 2013

« گلدانه را به جرم بهایی شدن، آتش زدند »! كاشت تخم كين وعداوت در ايران عليه بهائيان و برداشت ظلم وجنايت از آن در35 سال گذشته توسط رژيم جمهوري اسلامي ايران


« گلدانه را به جرم بهایی شدن، آتش زدند »

كاشت تخم كين وعداوت در ايران عليه بهائيان و برداشت  ظلم وجنايت از آن در35 سال گذشته  توسط رژيم جمهوري اسلامي ايران.  
 
سوم دی ماه مصادف است با جانباختن " گلدانه علیپور"، روستایی بهایی ای که در آتش عناد و تعصب مردم نادان زمانه اش سوخت.
لوا زند در مصاحبه ای که چند سال قبل در سایت رادیوزمانه منتشر شد این حادثه را بازگو کرده است:

«گلدانه را به جرم بهایی شدن، آتش زدند»

لوا زند

چندی قبل از طرف شخصی به نام زیبا بدیعی ایمیلی به برنامه رسید که اطلاعاتی را در مورد کشتن زنی به جرم تغییر مذهب در سال ۱۹۸۲در یکی از روستاهای استان مازندران به ما داده بودند.

این زن که توسط بستگان نزدیک خود به قتل رسیده بود، توسط شوهرش بهایی شده بود و قتل وی هیچ مجازاتی را برای قاتلین در پی نداشت.

با خانم زیبا بدیعی در این مورد گفت و گو کردم.

لازم است بگویم خانم بدیعی از بهاییان مازندارن‌اند که دوره تحصیلات تکمیلی خود را در آنچه در ایران به نام دانشگاه زیرزمینی بهاییان شناخته می‌شود، به پایان رسانید و پایان‌نامه ایشان در مورد تاریخ بهاییت در یکی از روستاهای مازندران به نام روشن‌کوه بوده است، روستایی که محل قتل خانم گلدانه علی‌پور هم بود.

ایشان برای ثبت این تاریخ شفاهی مدت دو سال را به تحقیق و تفحص در منطقه اختصاص دادند و منابع‌اش در این مورد خاص - قتل گلدانه – گفت و گو با بستگان درجه اول و نیز اهالی منطقه بوده است.

هرچند به گفته وی تقاضاهایش برای پیگیری جریان از سوی نیروی انتظامی منطقه بدون جواب مانده است.


خانم بدیعی لطفاً برای شروع خانم علی‌پور را معرفی کنید.

خانم گلدانه علی‌پور - که فامیلی خودشان یوسفی بود - در سال ۱۲۹۷ هجری مطابق با ۱۹۱۸ میلادی در خانواده‌ای مسلمان در قریه سادات محله در اطراف ساری مرکز استان مازندران به دنیا می‌آیند.

ایشان در سال ۱۳۱۷ در سن ۲۵ سالگی با آقای فتحعلی علی‌پور ازدواج می‌کنند که ثمره این ازدواج سه فرزند به نام‌های کلثوم، گوهر و علی بود. گلدانه تا سن ۴۵ سالگی مسلمان بود اما فرزندان‌اش را طبق تعالیم بهاییت تربیت کرده بود.

گلدانه چطور بهایی می‌شود؟

از طریق شوهرش که بهایی بود.

این آزار و اذیت از زمان بهایی شدن وی شروع شد؟

بعد از انقلاب ۱۳۵۷ اقوام و بستگان شروع به مخالفت می‌کنند و خیلی اذیت‌شان کردند. اما گلدانه پایداری می‌کند و با اطرافیان صحبت می‌کند که دست از آزار و اذیت‌اش بردارند.

ولی آن‌ها بیشتر اذیت‌اش می‌کردند. بعد از انقلاب که آزار و اذیت بهاییان شروع شد، ایشان و خانواده‌اش مجبور می‌شوند از دهکده کندس‌بن که در آن ساکن بودند و در اطراف ساری واقع است، کوچ کنند.

این آزار و اذیت به حدی بود که دیگر نمی‌توانستند تحمل کنند. در تابستان سال ۱۹۸۲ به روستای روشن‌کوه کوچ می‌کنند. در کندس‌بن بیش از ۵۰ نفر به خانه ایشان هجوم ‌آورده و در و پنجره را شکسته بودند.
خانواده علی‌پور به همراه چند خانواده - بهایی- دیگر مجبور به ترک کندس‌بن می‌شوند و به روشن‌کوه می‌روند.
هنوز چند ماهی از این واقعه نگذشته بود که در روز سوم دی‌ماه ۱۳۶۱ مطابق ۲۴ دسامبر ۱۹۸۲ از همان روستای سادات‌محله چند نفر از اشرار با نقشه قبلی به روستای روشن‌کوه که خانواده علی‌پور در آن آلاچیقی درست کرده بودند و دام‌های‌شان هم همان‌جا بود، هجوم می‌آورند و گلدانه را که در آن زمان درخانه تنها بوده...

یعنی این‌ها همان اهالی روستای کندس‌بن بودند‌؟

اهالی سادات‌محله بودند که کندس‌بنی‌ها را اذیت می‌کردند و همان‌ها بودند که این‌ها را مجبور به ترک کندس‌بن کرده بودند.
این‌ها وقتی دیدند گلدانه تنهاست، بنای هتاکی گذاشتند و اول ایشان را خفه کردند و بعد جسدش را آتش زدند.
بعد از آمدن پزشکی قانونی و معلوم شدن جنایت، به بهانه نبودن شاهد هیچ ترتیب اثری به این جنایت داده نمی‌شود.

آیا اسامی این افراد مشخص شده و معلوم شده است که چه کسانی هستند؟

این‌ها سه نفر بودند، به نقل قول نوه ایشان که اولین کسی بوده که سر جسد مادربزرگ‌اش آمده بود.

نوه او در آن زمان چند سال‌اش بود‌؟

پنج شش ساله بود و آن زمان پیش مادربزرگ‌اش زندگی می‌کرد. او می‌گوید که عصر روز سوم دی‌ماه ۶۱ ساعت سه بعد‌از‌ظهر، سه نفر از سادات‌ محله به نام‌های سید‌محمد اندراجنی، خواهر‌زاده گلدانه، دوستعلی یوسفی، برادر‌زاده گلدانه، و حسین فضلی‌نژاد، برادر‌خانم دوستعلی یوسفی، گلدانه را با چوب زدند.

بعد طنابی آوردند و خفه‌اش کردند و او را با لحاف پیچیدند و در همان چادر نایلونی که زندگی می‌کردند، جسدش را با بنزین سوزاندند و بعد هم چادر را با همه وسایل زندگی داخل آن به آتش کشیدند.

شعله آتش به حدی بود که به احشام کنار چادر هم سرایت کرد و باعث شد چند راس دام هم بسوزد. نوه گلدانه که به چادر می‌رسد جسد سوخته مادر بزرگ‌اش را می‌بیند و به طرف جنگل می‌رود و پدر‌بزرگ‌اش را که شوهر گلدانه بوده خبردار می‌کند.

پیگری‌های اولیه بعد از این عمل چه بود؟

علی علی‌پور، پسر گلدانه که روز قبل برای جمع‌آوری کاه به کندس‌بن رفته بود، بعد از این واقعه به پاسگاه کیاسر می‌رود که یکی از شهرهای اطراف ساری است و شکایت می‌کند.

چند نفر از نیروی انتظامی و پزشکی قانونی می‌آیند و جسد و محل را بازرسی می‌کنند و بعد پزشکی قانونی جواز دفن را صادر می‌کند.

بر سر عاملین این قضیه چه آمد؟

قاتلین فقط ۲۵ روز زندان بودند. برادر حسین فضلی‌نژاد، شیخ بوده و قاتلین توسط این شیخ حمایت می‌شوند و با قید ضمانت آزاد می‌شوند و قتل را هم انکار می‌کنند و می‌گویند، هدف ما تبلیغ و ارشاد بود و به ما تهمت زدند.

عکس‌العمل بقیه بهاییان منطقه و روستا به این جریان چه بود‌؟

آقای علی‌پور که شکایت می‌کند، بهاییان روشن‌کوه قلباً راضی نبودند و می‌گفتند که این شکایت باعث می‌شود اهالی بیشتر آن‌ها را اذیت کنند.

آیا بعد از سال ۱۹۸۲ پیگری دیگری در مورد این جریان انجام شد و خانواده او وکیلی را استخدام کردند یا مساله را به مراجع بالاتر قضایی بردند؟

نه. من با خود آقای علی علی‌پور که گفت و گو کردم، هیچ ذکری از شکایت یا پیگیری نکردند.




Tuesday, December 24, 2013

امواج سه گانه بهایی ستیزی در ایران ؛ آیا موج چهارمی در راه است؟



امواج سه گانه بهائی ستیزی در ایران ؛  آیا موج چهارمی در راه است؟

۰۳/دي/۱۳۹۲ آریا حق گو
جمهوری اسلامی با تشدید برخورد با بهاییان به دنبال ارائه نمونه‌ای عملی در پای‌بندی به برخورد قاطعانه در دفاع از ارزش‌های اسلامی است تا از این ره‌گذر توده‌های مذهبی تندرو حامی خویش را ارضا و سرگرم نماید.


موج نخست؛ ابتدای ظهور امر بهایی در عصر قاجاریه
روابط دولت قاجار با بهاییان به شدت تحت تاثیر سوابق اقدامات قهرآمیز بابیان و به ویژه حادثه سو قصد به جان ناصرالدین شاه قرار داشت و عملا تا پایان دوران زمام‌داری این سلسه با بهاییان همان معامله‌ای می‌شد که با بابیان.
در این دوران به تدریج بهایی بودن به یک تابو در جامعه ایران تبدیل شد به نحوی که هرگونه ارتباط با بهاییان یا وابستگی به آیین بهایی به تنهایی برای حذف هر شخصیتی از صحنه روابط اجتماعی و سیاسی ایران کفایت می‌کرد. متهم کردن مشروطه خواهان به بهایی بودن یا ارتباط با بهاییان خود سندی واضح بر عمق دشمنی و کینه‌ای بود که در جامعه ایران علیه بهاییان نهادینه شده بود.
علمای دینی عصر قاجار را باید نظریه پردازان بهایی ستیزی در ایران به حساب آورد. تقریبا هیچ عالم بزرگ شیعی در این عصر را نمی‌توان یافت که بابیان و بهاییان را تکفیر نکرده و برارتداد ایشان صحه نگذاشته باشد. تبعات کفر در اسلام بر همگان آشکار است و البته ارتداد احکام و مجازات‌های بسیار سنگین‌تری را در پی دارد. اگرچه روحانیت شیعه در دوران قاجار بیشتر نقش برانگیختن دولت و توده‌های ملت علیه بهاییان را بر عهده داشت اما در مواردی نیز علمای شیعه پیشاپیش پیروان خود در صف مقدم اعمال خشونت علیه بهاییان قرار گرفته‌اند. گزارشاتی از هم‌راهی روحانیون با جمعیت‌هایی از مسلمانان نقل شده است که به خانه‌های بها‌ییان یورش برده و اقدام به قتل، ضرب و شتم و تخریب اموال ایشان نموده‌اند. به هر حال خشونت فیزیكی و اقدامات بی‌رحمانه در رابطه با بهاییان ویژگی بارز موج اول بهایی ستیزی در ایران است .
موج دوم؛ نگرانی علمای شیعه از گسترش دیانت بهایی در دهه ١٣٣٠
افزایش بی‌سابقه و چشم‌گیر تعداد بهاییان و حضور نخبگان بهایی در سمت‌های کشوری باعث به راه افتادن موج دوم نگرانی علمای شیعه از گسترش دیانت بهایی گردید. روحانیت شیعه در این زمان از انزوا و فشار شدید دوران پهلوی اول خارج شده بود و به جز طیف کوچکی از نیروهای تندرو مذهبی مانند فداییان اسلام، سایر نیروهای مذهبی دارای روابط حسنه‌ای با شاه و دربار بودند. البته نفوذ روحانیت شیعه در دربار پهلوی دوم به هیچ وجه قابل مقایسه با دربار قاجار نبود اما محمدرضا شاه در مجموع تلاش داشت تا تحکیم کامل قدرت خود و پیش‌برد برنامه‌هایش تا مرحله غیرقابل بازگشت، از هر نوع درگیری و چالش با روحانیت شیعه اجتناب نماید.
در موج دوم بهایی ستیزی حکومت به دلایل متعدد نمی‌توانست علنا با این موج هم‌راهی نماید. برخی این عدم هم‌راهی را ناشی از علاقه یا وابستگی حکومت پهلوی به بهاییان می‌دانند اما صرف‌نظر از صحت و سقم این ادعا، فشارهای جهانی بر حکومت پهلوی و هم‌چنین ساختار حکومتی ایران در آن دوره که سکولار و مبتنی بر جدایی دین از سیاست بود توان هم‌راهی شاه ایران با اقدامات بهایی ستیزانه را کاهش می‌داد.
به علاوه تعرض علنی به جان و مال بهاییان نیز مانند دوران قاجار بی‌هزینه نبود و حق پی‌گیری قضایی و انتظامی موارد شدید تعرض به جان و مال بهاییان توسط شهروندان عادی وجود داشت. کتک زدن بهاییان یا آزار کودکان خانواده‌های بهایی در شهرهای کوچک و روستاها و هم‌چنین حملات شبانه به دارایی و اموال آن‌ها در کنار پرهیز از معامله و تجارت با کسبه جزء و کشاورزان بهایی در این دوره رایج بود اما گزارشات معتبر در رابطه با وقوع موارد شدید بهایی ستیزی در این دوران مانند قتل و تخریب گسترده اموال زیاد نیست.
هم‌چنین در این دوران بهاییان ایران دارای تشکیلات منظمی بودند که حقوق آن‌ها را در سطح محلی و ملی پی‌گیری می‌نمود در حالی که نیروهای مذهبی در گذار ایران از سنت به مدرنیته نتوانسته بودند تشکیلات مدونی را از بقایای سازمان سنتی خود بنا گذارند و فاقد شبکه‌ای نظام‌مند برای پیش‌برد هماهنگ اهداف خود بودند.
مجموع این عوامل باعث شد تا مذهبیون مشی پاسخ ایدئولوژیک به مرام‌های مخالف را در پیش بگیرند و با کمتر كردن خشونت علنی به فکر مقابله از طریق بحث و استدلال نظری بیافتند. به همین منظور تلاش شد تا تشکیلات منظمی برای ارائه آموزش‌های مذهبی به توده‌های مردم طراحی شود تا محافل مذهبی را در نقاط مختلف کشور تحت مدیریت واحد اداره نماید. مهم‌ترین این تشکیلات انجمن حجتیه است.
تقلید حجتیه از برخی ویژگی‌های بهاییان در تلاش برای مقابله با آیین بهایی مانند فعالیت محرمانه با مقید بودن به کارایی بوروکراسی ناشی از آن و با دست‌یابی به ادبیات اصلی بهایی، ماهیت طبقاتی غیر‌مذهبی سازمان و استفاده از وسایل مدرن ارتباط جمعی از جمله دلایل توجه مذهبیون به ضرورت نوسازی ساختارهای خود برای باقی ماندن در دور رقابت با سایر جریانات فکری در ایران است. برای مثال مدت‌ها پیش از افتتاح حسینیه ارشاد نخستین سالن سخن‌رانی اسلامی مدرن در شمال تهران، حجتیه با برگزاری تجمعات عمومی نخستین سازمان اسلامی بود که منبر و قالی را با تریبون و صندلی عوض کرد. اعضای حجتیه برخلاف برادران مذهبی سنتی خود آراسته و مرتب بودند تا در دنیای آموزشی و حرفه‌ای سکولار موفق باشند.
موج سوم؛ انقلاب ١٣٥٧
با پیروزی انقلابی که از آن با عنوان انقلاب اسلامی یاد می‌شود در بهمن ماه ۱۳۵۷، بهایی ستیزی در ایران وارد مرحله‌ جدیدی شد. اگر در موج اول و دوم بهایی ستیزی حاکمیت به تحریک علما و روحانیون دست به رفتارهای بهایی ستیزانه می‌زد در موج سوم که با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد حاکمیت در اختیار همان روحانیونی قرار گرفت که سال‌ها مجبور بودند حکومت را برای محدود کردن بهاییان تحت فشار بگذارند و به دولت امتیاز بدهند. اگر در آن دو موج قبلی اسباب تحریک توده‌های مردم علیه بهاییان به منبر و کتاب محدود می‌شد این بار رادیو و تلویزیون و تریبون‌های نماز جمعه و روزنامه‌ها نیز به امکانات تبلیغی قبلی اضافه گردید.
حضور شخصیت‌های بهایی در برخی سمت‌های حکومت پهلوی در کنار نسبت بهایی دادن به بسیاری از سران آن رژیم که واقعا بهایی هم نبودند باعث گردید که آتش نفرت مردم انقلابی از دیکتاتوری محمدرضا شاه و خشم آنان از سرکوب‌ها و چپاول‌هایی که ادعا می‌شد در آن دوره اتفاق افتاده، دامن بهاییان ایران نیز بگیرد. به عبارت دیگر بهاییان توسط انقلابیون به دلیل دست‌یابی برخی از نخبگان‌شان به مشاغلی در رژیم پهلوی به هم‌کاری با آن رژیم برای سرکوب مردم و چپاول و غارت منابع کشور و نوکری بیگانگان متهم شدند و تمامی اتهاماتی که توسط انقلابیون به رژیم گذشته زده می‌شد به بهاییان نیز وارد شد.
پذیرش اتهام هم‌کاری با رژیم سابق و وابستگی به کشورهایی که از سوی انقلابیون حامی شاه معرفی می‌شدند در اذهان عمومی ایرانیان در کنار غیرقابل قبول بودن عقاید بهاییان برای توده‌های مذهبی و سنتی ایرانی و ممنوع شدن بهاییان از هرگونه فعالیتی برای دفاع از خود در برابر اتهامات وارد به ایشان نهایتا باعث نوعی بهایی هراسی افراطی در جامعه ایران گردید.
از دل این بهایی هراسی رفتارهای بهایی ستیزانه‌ای ظهور کرد که عموما نه تنها واکنش وجدان عمومی ایرانیان را برنمی‌انگیخت بلکه در بسیاری از موارد حمایت نیز می‌شد. در این موج رهبران و نخبگان جامعه بهایی به كمك عناصر حجتیه شناسایی و بلافاصله اعدام شدند. هزاران نفر از بهاییان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند و كلیه كارمندان بهایی از تمام ادارات و سازمان‌ها اخراج شدند. در این موج قدرت اجرایی و نیروی فكری بهایی ستیز در حكومت جمع شد و بهاییان در عمل از هرگونه چتر حمایتی تعدیل كننده خشونت محروم شدند.
احتمال در راه بودن موج چهارم
با استقرار دولت حسن برخی گمان بردند که ممکن است در وضع اقلیت‌های دینی و مذهبی و به‌ ویژه بهاییان تغییرات مثبتی رخ دهد. اما این گمان نه تنها باطل است، بلکه نشانه‌های نگران کننده‌ای نیز وجود دارد که خبر از احتمال آغاز موج چهارم بهایی ستیزی در ایران می‌دهد. تشدید برخوردهای امنیتی با بهاییان، صدور احکام سنگین قضایی، تخریب قبرستان‌ها و حمله گسترده رسانه‌های حکومتی به بهاییان از جمله این نشانه‌هاست.
اتفاقات اخیر در صحنه سیاست داخلی و خارجی ایران که محصول باخت تحقیرآمیز در قمارهسته‌ای است، نخبگان دینی حامی جمهوری اسلامی و توده‌های طرف‌دار آنان را سرخورده نموده است. سخنان اخیر آیت‌الله مصباح یزدی نشان از عمق این سرخوردگی است به طرزی که برای اولین بار این روحانی تندرو تهدید به ورود به صحنه (علی‌رغم حضور آیت‌الله خامنه‌ای در صحنه) نموده است. در این شرایط جمهوری اسلامی برای حفظ این ژست كه مدافع سرسخت ارزش‌های اسلامی است، نیازمند ارائه نمونه‌هایی عملی از برخورد قاطعانه و بدون اغماض با دگراندیشان در دوران جدید است.
نگاهی به روند تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات امنیتی در هفته‌های گذشته نشان می‌دهد كه تشدید برخورد با بهاییان به عنوان كم هزینه‌ترین راه به منظور نیل به این هدف پی‌گیری می‌شود. جمهوری اسلامی با تشدید برخورد با بهاییان به دنبال ارائه نمونه‌ای عملی در پای‌بندی به برخورد قاطعانه در دفاع از ارزش‌های اسلامی است تا از این ره‌گذر توده‌های مذهبی تندرو حامی خویش را ارضا و سرگرم نماید.
برجسته كردن خطر و نفوذ بهاییان هم‌واره یكی از روش‌هایی بوده است كه حكومت‌های ایران در مقاطعی كه با بحران‌های عمیق داخلی روبرو بوده‌اند دست به دامان آن شده‌اند و موجی از بهایی‌ستیزی و نقض گسترده حقوق اساسی بهاییان را برای انحراف مطالبات عمومی به راه انداخته‌اند. قاجاریه سوابق ننگینی در کمک گرفتن از بهایی ستیزی برای جلب حمایت مذهبیون و به ویژه روحانیون دارد. حكومت پهلوی نیز در چند مقطع مهم از دوران حیات خود به این حربه متوسل شد كه ثمره آن تخریب بناهای مقدس بهاییان و كشته شدن تعدادی از شهروندان بهایی و به آتش كشیده شدن خانه‌های تعدادی از آنان بود.
به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی نیز در این مقطع كه با بحران‌های شدید و عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان است بار دیگر تصمیم گرفته است تا با تشدید فشار بر بهاییان موجب انحراف افكار عمومی كشور از پی‌گیری مطالباتی گردد كه پاسخ به آن‌ها بسیار فراتر از توان دولت حسن روحانی است. احضار وزیر اطلاعات به مجلس و یادآوری لزوم تشدید ملموس برخورد با (بهائيان) را می‌توان نشانه‌ای از شروع طراحی موج چهارم بهایی ستیزی در ایران دانست.


http://behnazar.blogspot.com/2013/12/blog-post_2092.html

-





نامه زندانیان بهایی زندان رجایی شهر به معاون رئیس جمهور

نامه زندانیان بهایی زندان رجایی شهر به معاون رئیس جمهور

نامه ای به الهام امین زاده، معاون رئیس جمهور در حقوق شهروندی

تاریخ: دی ۲م, ۱۳۹۲

 
خبرگزاری هرانا – جمعی از زندانیان بهایی زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای به الهام امین‌زاده نوشته‌اند: « یک لحظه تصور کنید که چقدر دردناک است که در نقطه‌ای از این دنیای بزرگ یک انسان مسلمان را از کفن و دفن با احترام اموات خود بازدارند و یا گورستان‌هایی که محل دفن عزیزان آنهاست تخریب نمایند.»
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
سرکار خانم الهام امین زاده، معاونت محترم رئیس جمهور در حقوق شهروندی
با تقدیم مراتب احترام بعرض میرساند که وعده ی انتشار منشور حقوق شهروندی، نور امیدی در دل بهائیانی چون ما افروخت که بالاخره پس از سالها، سند جامعی تدوین خواهد گشت که پایانی بر مظالم و مشکلات ناشی از تضییع حقوق اقلیت ها خواهد بود. انتشار منشور مزبور فی حد ذاته  اقدام بسیار بزرگی است و سزاوار تمجید و تکریم ولی متاسفانه در مورد بزرگترین اقلیت دینی کشور که تعداد پیروانش صدها هزار و از مجموع کل اقلیت های مذهبی دیگر مملکت افزون است راه سکوت پیش گرفته است و این سکوت می تواند سبب شود که همان مسیر و جریانی که در طول چند دهه ی گذشته و تا کنون باعث قتل و غارت بهائیان و مصادره ی اموال آنان، ضبط و تخریب اماکن مقدسه شان، اخراج از دانشگاه ها و برخی مدارس، توهین و تخفیف فرد فرد آنان، ضبط و تخریب و مصادره گورستان های بهائی، اخراج از مشاغل، زندانی نمودن تعداد کثیری از آنها و کوچ ناخواسته تعدادی از آنها بر اثر فشار های امنیتی، اقتصادی و محرومیت های اجتماعی و تضییقات مصائب دیگر شده، ادامه باید.
سرکار خانم امین زاده،
جنابعالی به خوبی  واقفید که این اقلیت مظلوم در تمامی طول تاریخ خود در هر سرزمینی که ساکن بوده با صداقت و تعهد تمام رفتار نموده به نحوی که از شهروندان صدیق وامین محسوب بوده اند، لذا چشم پوشی از حقوق حقه ی آنان در سرزمینی مقدس ایران، خلاف عدل و انصاف است. اگر بنظر دقیق  در حال این مظلومان مداقه شود به خوبی مشهود است که جمعی از ایرانیان مطیع که در این کشور، از پدر و مادری ایرانی به دنیا آمده، در شهر های مختلف این سرزمین پراکنده و ساکن بوده، در این مملکت به مدرسه رفته و به کسب و کار مختصری مشغول بوده و با همه همسایگان و شهروندان در کمال امانت رفتار نموده، در فعالیت های اجتماعی پیشگام بوده، به دولت  متبوعه مالیات پرداخت نموده، در خدمت سربازی مشارکت کرده، در هنگام جنگ تحمیلی به جبهه شتافته، اسیر گشته و حتی در راه دفاع از میهن به شهادت رسیده و همواره در خدمات عمرانی این مملکت کوشا بوده، اینها بهائیان این مملکت را تشکیل میدهند. اگر برآنها نتوان نام شهروند نهاد پس شهروند کیست؟
اگر اینها حق زندگی دارند، پس عزت و احترامی که شایسته ی همه شهروندان این سرزمین است چرا در مورد آنان رعایت نمیشود؟
اگر این شهروندان حق ازدواج و طلاق دارند چرا احوال شخصیه آنان به رسمیت شناخته نمیشود؟
اگر این شهروندان حق تحصیلات عالیه دارند چرا فوج فوج از دانشگاهها اخراج میشوند و همه ساله به بهانه ی نقص پرونده از ورود جوانان بهائی به دانشگاهها ممانعت میشود؟
اگر اینان حق کار کردن دارند چرا از دوایر دولتی اخراج شده اند و راه ترقی آنها در بخش خصوصی که نیاز به پرونده ی کسب و کار دارد مسدود میشود؟
اگر بهائیان حق مردن دارند چرا گورستان های آنها ضبط شده و مجبور به دفن در بیابانها در نقاط نا مشخص و بدون نشان معین میگردند و حتی این اماکن بعدها تخریب میگردد؟
چرا با بودجه های کلان، دهها سازمان و از جمله صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به تهیه و نمایش برنامه هایی پر از افترا و بهتان به عقاید این جمع می پردازند و حق دفاع از بهائیان سلب میشود؟ چرا اینها نمیتوانند از کوچکترین امکانات جهت رفع شبهات استفاده نمایند؟
خانم دکتر، اگر مظالم وارده بر بهائیان را بخواهیم ذکر کنیم  مثنوی هفتادمن کاغذ شود. خوب است لحظه ای بر مظالم وارده بر آنان تفکر شود و مقایسه گردد تا معلوم گردد که تا چه حد در حق آنان ستم روا داشته شده است.
یک لحظه تصور کنید که چقدر دردناک است که در نقطه ای از این دنیای بزرگ یک انسان مسلمان را از کفن و دفن با احترام اموات خود بازدارند و یا گورستان هایی که محل دفن عزیزان آنهاست تخریب نمایند.
تصور بفرمایید که چقدر جانسوز است که جوانی مسلمان را در یک کشور غیر مسلمان از ادامه تحصیل باز دارند و راه ترقی او را مسدود نمایند. آموزه های بهائی هیچگونه تبعیضی را در هیچ کجای دنیا که باعث پایمال شدن حقوق انسانها گردد تایید نمیکند. تعالیم بهائی متجاوز از یکصد و سی سال قبل فرهیختگان و دانایان ایران را به آبادی و عمران این مملکت دعوت نموده و در این مدت همواره بهائیان پیشگام سازندگی و عمران و تعلیم و تربیت و بهداشت این سرزمین که برای آنها از تقدس خاصی برخورد دار است بوده اند و تعالی این مملکت را وظیفه ی روحانی و وجدانی خود دانسته و میدانند. آیا حق آنها نیست که از حقوقی شایسته و مناسب برخوردار باشند؟
خانم دکتر، وقت آن رسیده که مطابق و موافق با حقوق مطرح در منشور بین المللی حقوق بشر و نیز حقوق مطروحه در فصل سوم قانون اساسی حقوق کلیه اقلیت ها و از جمله بهائیان رعایت گردد. لطفا به همکاران خود توصیه اکید فرمایید که ضمن درج حقوق شایسته برای این شهروندان در موطن مادری خود، مراقبت نمایند که قوانینی وضع شود تا بساط تعدی و ظلم وارده بر آنها بر چیده شود و اجرای صحیح آن ضمانت گردد.
بهائیان همواره آماده همکاری برای ساخت و احیا و تعالی ایران بوده و هستند و حاضرند برای رفع تبعیض بین شهروندان ایرانی و تدوین و گسترش حقوق شهروندی و حرکت به سوی جامعه ی مطلوب با ارزش های متعالی که در شان ملت بزرگ ایران است کمک نمایند.
والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از زندانیان بهائی زندان رجائی شهر
۲۸/۹/۹۲

---------------------------------------------------------------------------------
سوابق اخير مظالم مربوطه :

1-
گورستان بهائیان در سنندج تخریب شد

گزارش تصویری از تخریب گورستان بهائیان


تاریخ: 
خبرگزاری هرانا – پس از تائید حکم دادگاهی در سنندج و مصادره زمین متعلق به بهائیان که از آن به عنوان گورستان استفاده شده بود؛ گورستان مذکور با بولدزر تخریب شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طبق حکم دادگاهی در شهر سنندج زمین قبرستان بهاییان شهر مزبور را که از سال ۱۳۷۲ شمسی از طرف مسئولین شهر و شهردار وقت دراختیار شهروندان بهایی قرار گرفته بود، تحت عنوان تصرف عدوانی از مالکیت بهاییان خارج کرد.
قابل ذکر است این سومین گورستان بهاییان سنندج از بعد از انقلاب می‌باشد که مورد تعدی و تصرف قرار گرفته است.
اخیرا دیوان عالی عدالت اداری کشور، پرونده این زمین را جهت تجدید نظر به دادگاه دیگری محول کرد و چندی قبل حکم اولیه در دادگاه دوم نیز مورد تایید قرار گرفت.
پس از تائید حکم مسئولین مربوطه اقدام به تخریب گورستان بهائیان با بولدزر نمودند به تصاویر مستند در این خصوص توجه کنید.
DSC_2902 DSC_2901 DSC_2899 DSC_2896 DSC_2895 DSC_2894 DSC_2887 DSC_2885 DSC_2884 DSC_2882 DSC_2879 DSC_2877

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پس از تائید حکم دادگاهی در سنندج و مصادره زمین متعلق به بهائیان که از آن به عنوان گورستان استفاده شده بود؛ گورستان مذکور با بولدزر تخریب شد
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152046122288758&set=a.398032503757.175922.63016413757&type=1



 

پس از تائید حکم دادگاهی در سنندج و مصادره زمین متعلق به بهائیان که از آن به عنوان گورستان استفاده شده بود؛ گورستان مذکور با بولدزر تخریب شد.
طبق حکم دادگاهی در شهر سنندج زمین قبرستان بهاییان شهر مزبور را که از سال ۱۳۷۲ شمسی از طرف مسئولین شهر و شهردار وقت دراختیار شهروندان بهایی قرار گرفته بود، تحت عنوان تصرف عدوانی از مالکیت بهاییان خارج کرد.
قابل ذکر است این سومین گورستان بهاییان سنندج از بعد از انقلاب می‌باشد که مورد تعدی و تصرف قرار گرفته است.
اخیرا دیوان عالی عدالت اداری کشور، پرونده این زمین را جهت تجدید نظر به دادگاه دیگری محول کرد و چندی قبل حکم اولیه در دادگاه دوم نیز مورد تایید قرار گرفت.
پس از تائید حکم مسئولین مربوطه اقدام به تخریب گورستان بهائیان با بولدزر نمودند به تصاویر مستند در این خصوص توجه کنید...
 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گلستان جاوید (قبرستان بهائیان) سنندج، با بولدوزر تخریب شد




 

***  گلستان جاوید (قبرستان بهائیان) سنندج، با بولدوزر تخریب شد***

از 5 صبح امروز 21 آذر تعداد زیادی از ماموران وزارت اطلاعات و ماموران نیروی انتظامی کمر همت را بستند و غسالخانه، نمازخانه، دیوارها و معابر گلستان جاوید سنندج را به طور کامل تخریب کردند.

حضور و اعتراض بهائیان سنندج منتج به اشک و آه شد.
آهی که دامانشان را خواهد گرفت.

این سومین گورستان بهاییان سنندج بعد از انقلاب است که مورد تعدی و تصرف قرار گرفته.

تبعیض و آزاری که هیچ گاه از بین نمی رود و از شکلی به شکل دیگر و از شهری به شهر دیگر انتقال می یابد.
 
 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10152046123613758&set=a.398032503757.175922.63016413757&type=1


 
گلستان جاوید شهر سنندج پس از رای نهایی دادگاه توسط اداره منابع طبیعی تصرف شد و داداگاه علاوه بر تعیین جریمه نقدی این مکان که متعلق به بهائیان شهر سنندج بود را جز دارایی های منابع طبیعی تعیین کرد.......

تا قبل از سال 1372 گلستان جاوید سنندج در ده قریان و در نزدیکی شهر قرار داشت . با گسترش فضای شهری و تاسیس دانشگاه رازی ، ده قریان جزئی از شهر سنندج شد و اراضی این ده جزء اراضی شهری محسوب شد و گلستان جاوید در جنب زمینهای دانشگاه قرار گرفت . در سال 1372 شهرداری سنندج به صورت شفاهی به بهاییان این شهر گفت که به علت قرار گرفتن گلستان جاوید در محوطه شهری ، دیگر حق تدفین اجساد در این گورستان را ندارید . از آن زمان به بعد جسدی در آنجا دفن نشده است . هم اکنون نیز این گورستان موجود است و دولت آن را تخریب نکرده است .
بعد از این واقعه ابتدا شهرداری دستور داد که اجساد را به شهر دیگری به نام قروه ببرند . 2 یا 3 جسد به آنجا منتقل شد . بنا به اعتقادات بهایی ، جسد نباید بیشتر از یکساعت از شهر محل فوت دور بشود ولی در آن زمان از سنندج تا قروه با وسائل نقلیه بیش از یکساعت راه بود به همین علت بعد از سال 1372 و با فوت جوانی به نام روح الله حسن خانی ، والدین این جوان درخواست دفن جسد در سنندج را نمودند و جسد را چند روز در سرد خانه نگه داشتند . با مراجعه مستمر نمایندگان جامعه بهایی سنندج به ارگانهای ذیربط و حسن نیت شهردار وقت ، زمین بایری در 9 کیلومتری شهر سنندج و در حوالی روستایی به نام حسن آباد ، به صورت رایگان به جامعه بهایی اهدا شد و نماینده ای از بین بهاییان سنندج به نام آقای دکتر عزت الله گونیایی به اداره منابع طبیعی ، جهت گرفتن زمین معرفی شد .
در بیست سال اخیر ، بهاییان سنندج با هزینه شخصی خود در این زمین بایر یک غسالخانه برای شستشوی جسد و یک نمازخانه برای اجرای مناسک تدفین جسد در این زمین احداث نمودند . ضمنا ً برای زیبا سازی فضای گلستان جاوید 530 اصله درخت کاج نیز در این مکان کاشته شد . این فضای سبز مورد تشویق شفاهی اولیای امور نیز قرار گرفت . همزمان با کاشت اولین نهالها اداره منابع طبیعی استان کردستان آقای گونیایی را جهت گرفتن آب و برق ، به اداره آب و برق معرفی نمود .
در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی مسئولین اداره اطلاعات سنندج چندین بار از گلستان جاوید بازدید به عمل آوردند و شفاها ترغیب به دیوارکشی کردند بهاییان سنندج نیز با هزینه خودشان اقدام به احداث دیوار نمودند . لازم به ذکر است که تا کنون 24 جسد در این مکان به خاک سپرده شده است .
متاسفانه از سال 1389 ، اداره منابع طبیعی ، با طرح اتهام تصرف عدوانی در دادگاه ، علیه آقای عزت الله گونیایی شکایت نموده است . ایشان در آن زمان حتی ساکن سنندج نیز نبودند و سالها بود که در تهران ساکن شده بودند .
در همان سال 1389 دادگاه به نفع اداره منابع طبیعی و برای قلع و قمع درختان رای صادر نمود و آقای گونیایی را محکوم به پرداخت جریمه نقدی به مبلغ 300,000 تومان کرد . به علت عدم آگاهی بهاییان سنندج از مسائل حقوقی ، این مبلغ پرداخت شد و این خود دلیل برقبول محکومیت از طرف جامعه بهایی سنندج شد . این عمل در مراحل بعدی دادرسی موجب ضرر جامعه بهایی گردید .
در سال 1390 بهاییان سنندج به گرفتن وکیل روی آوردند . وکیل از دیوان عالی عدالت اداری تقاضای تجدید نظر در حکم را نمود . دیوان عدالت اداری دستور انتقال پرونده از دادگاه قبلی به یک دادگاه هم تراز دیگر را صادر کرد . متاسفانه در سال جاری و در مراحل مختلف دادرسی جزایی ، کیفری و تجدید نظر ، احکام پیشین تایید شد .

گلستان جاوید سنندج
گلستان جاوید لغتی است که بهاییان ایرانی به جای کلمه گورستان یا قبرستان استفاده میکنند و محلی که اجساد متوفیان خود را در آن دفن میکنند را به این نام می نامند . در کشورهای آزاد بهاییان نیز مانند شهروندان دیگر مردگان خود را در گورستان های عمومی دفن میکنند ولی در ایران به علت تعصبات دینی بهاییان مجبور به داشتن گورستانی جدا گانه بوده اند . در آیین بهایی نیز مانند بسیاری از ادیان و ملل ، گورستانها و مقابر از احترام ویژه ای برخوردار است . از ابتدای پیدایش دیانت بهایی تا کنون گورستانهای بهایی در ایران با مشکلات بسیاری روبرو بوده اند . متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی درایران این مشکلات افزایش یافته است
 



این سند نشان می دهد که اداره منابع طبیعی سنندج حداقل از 13 سال پیش در جریان کامل واگذاری زمین به بهائیان برای قبرستان بوده و حتی مجوّز حفر چاه آب در این زمین را نیز به نماینده بهائیان(عزت الله گونیایی) اعطا کرده است! حال معلوم نیست که چگونه دادگاه عدل جمهوری اسلامی ادعای اداره منابع طبیعی بر تصرف عدوانی این زمین توسط بهائیان را پذیرفته است و چگونه این اداره به فکر طرح چنین شکایتی افتاده است؟
از قضاتی تعجب می کنم که بر کرسی عدالت تکیه زده اند و این گونه عدالت را به مسلخ قدرت می برند! قضات محترم آقایان حسین مرادی وحدت و عبدالکریم کلهر و غلامحسین حبیبی که زیر این احکام قضایی را امضاء کرده اند بدانند که این خوش خدمتی ها نه تنها آخرتشان را تباه می کند بلکه بی شک در دنیا هم برایشان باعث بی آبرویی خواهد بود.























 --------------------------------------------------------------------------------
 2 -

  صدور حكم ظالمانه ديگر در ايران : تخريب گورستان بهائيان سنندج


 
دادگاه سنندج حکم تخریب گورستان بهائی‌ها را صادر کرد.....

دستگاه قضایی حکومت اسلامی ایران حکم تخریب گورستان بهایی‌های شهر سنندج در نزدیکی دانشگاه علوم پزشکی این شهر را صادر کرد.

دوستان عزیز لطفا در اشتراک گذاری خبر یاری کنید....

طی تماسی تلفنی "جمال حائری" شهروند بهایی اهل شهر سنندج به آژانس خبررسانی کُردپا گفت: این گورستان بیش از ٤٠ مزار شهروندان بهایی را در خود جای داده و تازه‌ ترین آنها مادر خودم می‌باشد که چهار سال قبل در این گورستان به خاک سپرده شد.

به گفته‌ی این شهروند بهایی ساکن استرالیا، دادگاه انقلاب شهر سنندج حکم تخریب این گورستان را صادر کرده و این حکم در مورخ ١٢ مردادماه سال جاری از سوی شعبه‌ی شش دادگاه تجدیدنظر سنندج تایید گردیده است.

حائری در ادامه افزود: پیشتر و در دوران ریاست جمهوری احمدی‌ نژاد با نوشتن دشنام و شکستن سنگ قبرهای این گورستان توسط افراد ناشناس به بهایی‌های این شهر بی‌احترامی می‌کردند.

به گفته‌ی همین شهروند بهایی، زمین این گورستان( گلستان جاوید) به فردی به نام "ع.گ." فروخته شده و انتظار میرود بزودی تخریب این گورستان آغاز شود.

بیش از ٤٠ خانواده‌ی بهایی ساکن شهر سنندج هستند که سالانه چندین نفر از آنها توسط نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران بازداشت می‌شوند که آخرین مورد بازداشت شهروند بهایی ساکن سننج به نام صمیم زارعی می‌باشد که در مورخ ١٥ تیرماه سال جاری می‌باشد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
   3 -

تخریب کامل قبرستان بهائیان سنگسر



بهائیان ایران( Baha'is in IRAN )

تخریب کامل قبرستان بهائیان سنگسر
قبرستان قدیمی بهائیان سنگسر بطور کامل توسط بولدوزر و کامیون زیر خاک و آوار مدفون شد.

حدود ۱۴ روز پیش در اواسط آذر ماه ۱۳۹۱ قبرستان قدیمی (اولی) بهائیان سنگسر بطور کامل توسط بولدوزر و کامیون زیر خاک و آوار رفته و بر روی تمام قبر‌ها خاک و سنگ ریخته شد تا دیگر هیچ قبری مشاهده نشود.
 
قبرستان بهائیان سنگسر از توابع سمنان در سال ۱۳۸۸ مورد هجوم افراد نا‌شناس ولی تحت حمایت نیروی انتظامی قرار گرفت؛ در آن سال غسالخانه را آتش زدند و بر تانکرهای آب دشنام نوشتند.

بعد از این واقعه دیگر اجازه دفن اموات به شهروندان بهائی داده نشد و پس از مدتی زمین جدیدی برای دفن اموات بهاییان به ایشان داده شد که چندی پیش ساختمان غسالخانه و دیوارهای کوتاه سنگی اطراف آن بطور کامل توسط عوامل نا‌شناس تحت حمایت نیروی انتظامی و قضایی محل، تخریب و کلیه نهال‌های درختان و گیاهان کاشته شده در آن هم کنده شد.

منبع خبر: هرانا

با به اشترک گذاری این مطلب ما را در اطلاع رسانی یاری نمائید


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
4 -

 هفت سال و سه ماه حبس تعزیری، 75 ضربه شلاق و چهار میلیون تومان جریمه نقدی، به جرم عكس برداري از قبرستان ويران شده بهائيان يزد، توسط دادگاه رژيم جمهوري اسلامي ايران




 عموي شمیم:
دادگاه، برادرزاده عزیزم شمیم جان اتحادی را که از ماه مارس (یعنی قبل از نوروز) به گناه تهیه ویدئو از قبرستان ویران شده یزد در زندان بسر میبرد، به هفت سال و سه ماه حبس تعزیری، 75 ضربه شلاق و چهار میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرده است. من متحیر مانده ام چه که به جای شمیم، افرادی که بیرحمانه گلستان جاوید بهائیان یزد را خراب کردند باید زندانی میشدند. اگر خراب کردن بد است و شرم آور است و نباید از آن ویدئو گرفت پس چرا خراب کردند؟ و اگر شرم آور نیست و به این کار میبالند، چرا به خاطر ویدئو گرفتن، شمیم باید زندانی شود؟








هفت سال و سه ماه زندان برای شمیم اتحادی (تصحیح اعلام مقدار محکومیت توسط خانواده ی شمیم)

پیشتر خانواده این زندانی محکومیت وی را به پنج سال حبس تعزیری و 75 ضربه شلاق و چهار میلیون تومان اعلام کرده بودند که بدین وسیله تصحیح می شود.

شمیم اتحادی زندانی بهایی شهرستان یزد از سوی دادگاه انقلاب این شهر به هفت سال و سه ماه حبس تعزیری، 75 ضربه شلاق و چهار میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

دو سال حبس تعزیری به دلیل فیلم برداری از گورستان تخریب شده بهائیان یزد، پنج سال از حکم مزبور به اتهام توهین به مقدسات و سه ماه حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام و 75 ضربه شلاق به اتهام توهین به مامور صادر شده است.

قابل ذکر است پرونده شمیم اتحادی به دادگاه تجدید نظر استان یزد ارسال شده است و از اتهام قبلی که در رسانه ذکر شد به سه سال حبس محکوم شده است نیز تبرئه شده است.

یاداوری می شود شمیم اتحادی در اسفند ماه سال گذشته به دلیل ارسال فیلم کوتاهی از تخریب قبرستان بهاییان یزد به شبکه من و تو بازداشت شد.

گزارشی از قبرستان بهائیان یزد که توسط شمیم اتحادی شهروند بهائی ساکن یزد برای شبکه MANOTO1 ارسال شده بود در این لینک ببینید:
http://bahaiazadi.wordpress.com/2013/07/14/shamim-etehadi/
 — with Manijeh R. Motahary.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
5 -
 خطاب به هموطان منصف ايران

محبوب ترين چيز ها نزد خداوند انصاف است.
 اگر شما شاهد ظلمي هستيد  كه بر مردم بيگناه ايران از جمله بهائيان  وارد ميشود،  برعهدۀ شما است كه فوراً به انصاف بر خيزيد و خواهان رفع ظلم ازهموطنان خود شويد.


آيا فرياد رسي براي بهائيان ايران هست ؟

در35 سال گذشته، حُكّام ايران بطورمنظم و سيستماتيك، نسبت به ايذاء و اذيت و قتل و غارت وحبس واعدام شهروندان سياسي، عقيدتي و ديني از جمله بهائيان از شير خواره گرفته تا نود ودو ساله، اقدام نموده و نهايتاً اين بغض وكينه وعداوت را، به مُردگان بهائي و تدفين آن ها و تخريب قبرستان هاي بهائيان نيز كشانده اند .

حكومت جمهوري اسلامي ايران حتي گور و كفن را هم براي هموطنان بهائي خود دريغ ميدارد.



سرقت اجساد درگذشتگان بهائی در شهر تبريز:

قريب سه سال است که مأمورین وزارت اطلاعات اجساد درگذشتگان بهائی را، خود سرانه از بیمارستان ها و يا سرد خانه وادي رحمت  تبريز خارج كرده  و بدون اطلاع و رضایت خانواده متوفي و بدون انجام احكام بهائي، در 167 کیلومتری تبریز، در محلي واقع در میاندوآب دفن میکنند.
در تعقيب شکایتهای بهائیان تبریز به شهرداری و سازمانهای مربوطه تا كنون هیچ پاسخی دريافت نشده است.


-------------------------------------------------------------------------------

 توضيحات و سوابق موضوع :


صد نامه تا آزادی


سرقت اجساد درگذشتگان بهائی از بیمارستانهای تبریز و دفن اجساد بدون انجام احکام بهائی در میاندوآب

طبق گفته شاهدان عینی اکنون برای دومین سال است که مأمورین وزارت اطلاعات اجساد درگذشتگان بهائی در شهر تبریز را خودسرانه از بیمارستان خارج میکنند و بدون آگاهی و رضایت خانواده در 167 کیلومتری تبریز در محلی در شهر میاندواب دفن میکنند. در پی پیگیری ها و شکایتهای بهائیان شهر تبریز به شهرداری و سازمانهای مربوطه هیچ پاسخی در این خصوص به این عزیزان داده نشده است.

طبق احکام دیانت بهائی محل دفن اجساد تنها میتواند یکساعت تا محل فوت فاصله داشته باشد و انتقال اجساد به محلی در 167 کیلومتری محل فوت در کنار رعایت نکرد تمام موارد دیگر توهینی اشکار به مقدسات بهائیان ایران است.


تداوم اعمال فشار به جامعه بهایی ایران، مسئولین دولتی در شهر تبریز از صدور اجازه دفن یک شهروند بهایی خودداری نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا؛ ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خلیل نورمحمدی شیشوان، شهروند بهایی به تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۰ در بیمارستان ارتش درگذشت ولی مسئولین مربوطه از تحویل پیکر ایشان برای اجرای مراسم تدفین بهایی در «وادی رحمت تبریز» امتناع ورزیدند و از فرزندان ایشان خواستند که یا به کفن و دفن جسد به طریقه اسلامی در وادی رحمت رضایت دهند و یا پیکر را به شهر می‌اندوآب منتقل کنند.
با توجه به اینکه مطابق تعالیم آئین بهایی حمل جسد به مسافتی بیش از یکساعت زمانی و یا اجرای مراسم تدفین خلاف تعالیم آئین بهایی امکان پذیر نمی‌باشد، خانواده ایشان به اجرای این کار رضایت ندادند. متاسفانه در تاریخ پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰ جسد متوفی بدون هماهنگی و رضایت خانواده ایشان از بیمارستان به می‌اندوآب منتقل شده و تحویل سردخانه می‌اندواب می‌گردد.
بدین ترتیب نه تنها مسئولین دولتی حق قانونی کفن و دفن شهروندان ساکن تبریز را نقض کرده‌اند بلکه بدون رضایت خانواده متوفی جسد را به سردخانه شهر دیگر منتقل نموده‌اند.
شایان ذکر است که پیش‌تر اقدام مشابهی درباره یک شهروند بهایی دیگر در این شهر انجام شده بود و همچنین اخباری مبنی بر ایجاد شرایط مشابهٔ برای یکی دیگر از متوفین بهایی در چند روز اخیر شنیده شده است. این در حالی است که از سال ۱۳۴۸ متوفین بهائی تبریز در «وادی رحمت» به مراسم بهائی دفن شده و بهائیان تبریز در پرداخت هزینه‌های عمرانی و آبادی این قبرستان مشارکت داشته‌اند و تغییر رویه جدید گامی دیگر در جهت افزایش فشار‌ها بر جامعه بهایی ایران می‌باشد.


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Behpayam shared 
January 13, 2012

جلوگیری از دفن یک شهروند بهائی در تبریز

مسئولین قبرستان وادی رحمت در تبریز از دفن یک شهروند بهائی در آن قبرستان خودداری کرده و خواستار انتقال جسد به شهر دیگری شدند.
بنابر گزارش «خانه حقوق بشر ایران»، روز جمعه ۱۶ دی ماه محمد حسین برقی، شهروند بهائی ساکن تبریز، در منزل شخصی خود به علت عارضه سکته مغزی درگذشت. خانواده برقی ایشان را طبق رسوم بهائی غسل و کفن نموده سپس، به شهرداری مرکزی مراجعه و ماوقع را اطلاع دادند.
طبق دستور مسئولین جسد به وادی رحمت منتقل شد. یک روز بعد از وادی رحمت با خانواده مرحوم تماس گرفته و اعلام می کنند که جهت تشییع باید به میاندوآب بروند. فرزندان محمدحسین برقی، اظهار می دارند که طبق وصیت نامه ایشان بایستی در همین مکان دفن شوند و آنها حاضر نیستند به جای دیگری بروند.
تا لحظه ی تنظیم این خبر محمدحسین برقی دفن نگردیده و در سرد خانه وادی رحمت نگهداری می شود.


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Behpayam
October 30, 2011


ممانعت از تدفین پیکر یک شهروند بهایی در تبریز

: ايران پرس نيوز - ممانعت از تدفین پیکر یک شهروند بهایی در تبریز


خبرگزاری هرانا - تداوم اعمال فشار به جامعه بهایی ایران، مسئولین دولتی در شهر تبریز از صدور اجازه دفن یک شهروند بهایی خودداری نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا؛ ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خلیل نورمحمدی شیشوان، شهروند بهایی به تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۰ در بیمارستان ارتش درگذشت ولی مسئولین مربوطه از تحویل پیکر ایشان برای اجرای مراسم تدفین بهایی در «وادی رحمت تبریز» امتناع ورزیدند و از فرزندان ایشان خواستند که یا به کفن و دفن جسد به طریقه اسلامی در وادی رحمت رضایت دهند و یا پیکر را به شهر می‌اندوآب منتقل کنند.

با توجه به اینکه مطابق تعالیم آئین بهایی حمل جسد به مسافتی بیش از یکساعت زمانی و یا اجرای مراسم تدفین خلاف تعالیم آئین بهایی امکان پذیر نمی‌باشد، خانواده ایشان به اجرای این کار رضایت ندادند. متاسفانه در تاریخ پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰ جسد متوفی بدون هماهنگی و رضایت خانواده ایشان از بیمارستان به می‌اندوآب منتقل شده و تحویل سردخانه می‌اندواب می‌گردد.

بدین ترتیب نه تنها مسئولین دولتی حق قانونی کفن و دفن شهروندان ساکن تبریز را نقض کرده‌اند بلکه بدون رضایت خانواده متوفی جسد را به سردخانه شهر دیگر منتقل نموده‌اند.

شایان ذکر است که پیش‌تر اقدام مشابهی درباره یک شهروند بهایی دیگر در این شهر انجام شده بود و همچنین اخباری مبنی بر ایجاد شرایط مشابهٔ برای یکی دیگر از متوفین بهایی در چند روز اخیر شنیده شده است. این در حالی است که از سال ۱۳۴۸ متوفین بهائی تبریز در «وادی رحمت» به مراسم بهائی دفن شده و بهائیان تبریز در پرداخت هزینه‌های عمرانی و آبادی این قبرستان مشارکت داشته‌اند و تغییر رویه جدید گامی دیگر در جهت افزایش فشار‌ها بر جامعه بهایی ایران می‌باشد


------------------------------------------------------------------------------------------------------------
July 28, 2012

دکتر فرهاد ثابتان، سخنگوی "جامعه بین‌المللی بهاییان" در گفت‌وگو با دویچه وله از وضعیت کنونی این جامعه و تلاش‌ برای بهبود حقوق آنها می‌گوید.

آنجا که یک بهایی گوری برای تدفین ندارد
دویچه وله:
حکومت ایران بهاییان را با شیوه‌های مختلف به حاشیه رانده است. معتقدان به این آیین حق استخدام در اداره‌ها یا تحصیل عالی را ندارند. آنها نه تنها در زندگی، بلکه پس از فوت نیز با محرومیت و تحقیر روبرو می‌شوند.

تعداد بهاییان ایران در آمارهای رسمی حدود ۳۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود. از زمان انتشار این آمار تاکنون بسیاری از بهاییان به دلیل فشارهای اجتماعی و امنیتی جلای وطن کرده‌اند. بیشترین اتهامی که حکومت ایران متوجه بهاییان می‌کند "جاسوسیِ" است. دست‌کم ۲۰۰ بهایی در اوایل انقلاب به همین اتهام اعدام شده‌اند.

اعدام و بازداشت بی‌دریغ بهاییان در سال‌های اخیر تا حدودی کاهش یافته، اما فشار بر این اقلیت مذهبی به شکل‌های دیگری ادامه داشته است. دستگیری هفت تن از رهبران بهایی و محکومیت آنها به ۲۰ سال زندان، یورش به خانه‌های مسئولان آموزشی و علمی این جامعه و بستن دانشگاه آنلاین آنها، اخراج بهاییان از دانشگاه‌ها و ممانعت از استخدام آنها در ادارات، از جمله شیوه‌هایی هستند که برای منزوی کردن پیروان این آیین اعمال می‌شوند.

طرد بهاییان تنها به باورمندان زنده محدود نمی‌شود. مردگان ‌‌آنها نیز از گزند محرومیت و آزار در امان نیستند. به موازات تخریب خانه‌های بهاییان در شهرستان‌های ایران، سنگ مزار برخی درگذشتگان بهایی نیز شکسته می‌شود. در پاره‌ای موارد، خاک و گور هم از بهایی فوت کرده دریغ می‌شود.

دکتر فرهاد ثابتان، سخنگوی "جامعه بین‌المللی بهاییان" در گفت‌وگو با دویچه وله از وضعیت کنونی این جامعه و تلاش‌ برای بهبود حقوق آنها می‌گوید.

دویچه وله: جامعه بهاییان با توجه به روشنگری‌هایی که در سال‌های اخیر نسبت به تبعیض علیه آنها صورت می‌گیرد و توجه بیشتر افکار عمومی، چه شرایطی دارد؟

فرهاد ثابتان: بطور کلی تضییق و قشار در سال‌های اخیر علیه بهاییان تشدید شده و شاید بتوان گفت از سال ۲۰۰۴ به این طرف میزان دستگیری‌ها و بازجویی‌ها، بستن مغازه‌های بهاییان یا محرومیت تحصیلی آنها تشدید شده است. این باعث نگرانی ماست. این دستگیری‌ها و مشکلات حتی به کودکان هم سرایت کرده و مثلا ما خبردار شده‌ایم که دست کودکی دبستانی بخاطر اینکه در نماز جمعه شرکت نکرده، از طرف معلم‌اش داغ شده است. در نجف آباد دو بچه را از مدرسه بیرون کرده‌اند. می‌توان گفت محرومیت تحصیلی بزرگترین مشکل جامعه بهاییان است.

آیا این محرومیت‌ها و حساسیت به مذهب بچه‌ها از همان زمان مهد کودک، بطور نمونه، شروع می‌شود یا در سطح دانشگاه؟

کودکان بهایی را مانند دانشجویان بطور رسمی از تحصیل محروم نکرده‌اند، اما دولت در مدارس بطور سیستماتیک خواسته که اسامی بچه‌ها و خانواده‌ها و جزییات مربوط به هر خانواده را جمع کنند؛ که البته ما نمی‌دانیم دقیقا منظورشان چیست. در برخی مدرسه‌ها بچه‌ها مورد عتاب ناظم و معلم و مدیرقرار می‌گیرند. استهزا می‌شوند که بهایی هستند. آنها را مجبور می‌کنند که در مراسم اسلامی شرکت کرده و تظاهر به مسلمان بودن کنند.

البته این نمونه‌ها در چند ماه اخیر اتفاق افتاده و ما قبلا چنین خبرهایی نداشتیم. ما محافل بین‌المللی را آگاه کرده‌ایم. البته کودکان افغانی هم موقعیت خوبی در ایران ندارند، تنها بهاییان نیستند.

در مورد صدور شناسنامه آیا تاکنون مواردی داشته‌اید که در ثبت تولد بچه‌های بهایی مشکل‌آفرینی کنند؟

می‌دانید که ازدواج بهایی در ایران بطور رسمی انجام نمی‌شود و آنها این را ثبت نمی‌کنند. راستش ما تاکنون در مورد گرفتن شناسنامه مشکلی نداشتیه‌ام، اما در موارد دیگر مثل ثبت نام در دانشگاه و حقوق مدنی دیگر مشکلاتی هست.

بین تشدید تبعیض علیه بهاییان و آگاهی عمومی نسبت به موقعیت آنها یک تناقض هست. چرا با وجود تلاش‌ها فشارها بیشتر شده؟

ما معتقدیم که فشارهای بین‌المللی موثر بوده و چه بسا اگر این فشارها نبود، سرکوب بهاییان بیشتر از این بود. انصافا باید گفت که مردم ایران خشونتی علیه بهاییان ندارند و در خیلی موارد به آنها کمک کرده‌اند. اگر چنین حمایتی نبود، الان اوضاع بهاییان به مراتب بدتر بود. فراموش نکنید که در اوایل انقلاب دست‌کم ۲۰۰ نفر بهایی را اعدام کردند و دار زدند. بسیاری سال‌های متمادی زندان بودند. الان هفت مدیر بهایی در زندان هستند. می‌توان گفت که اگر فشارهای بین‌المللی نبود، تعداد اینها بیشتر بود.

فشار جمهوری اسلامی تنها به جامعه بهایی محدود نمی‌شود. دولت ایران اساسا نسبت به موضوع حقوق بشر اعتنایی ندارد. دولت ایران بطور رسمی با موازین حقوق بشر آشتی ندارد، اما این به معنای آن نیست که ما کار خود را متوقف کنیم.

آمار دقیقی از جامعه بهاییان ایران دارید؟ عده زیادتری الآن مهاجرت کرده‌اند؟

بله، در آخرین تخمین ما در چند سال پیش، آمده که ۳۰۰ هزار بهایی در ایران هستند. هرچند الان بسیاری از آنها از ایران رفته‌اند، اما هنوز خیلی خانواده‌ها مانده‌اند. طبق آمار رسمی در ایران، تعداد زیادی از هموطنان غیربهایی ما به آیین بهایی گرایش پیدا کرده‌اند.

من در رسانه‌های ایرانی خواندم که می‌خواهند ۵۰۰ طلبه را برای مقابله با رشد بهاییت در شهرستان‌های ایران آموزش دهند؛ و این خودش نشان می‌دهد که این جامعه در حال رشد است و برای همین دولت می‌خواهد بیشتر فشار بیاورد. روزی نیست که در رسانه‌های ایرانی به بهایی و جامعه بهاییان حمله‌ای صورت نگیرد و متاسفانه هیچ کدام از این بهایی‌ها امکان دفاع از خود را پیدا نمی‌کنند. این حمله‌ای یک طرفه به کسانی است که حق هیچ دفاعی از خود را ندارند. می‌خواهم بگویم که جامعه بهایی هم‌زمان در حال رشد است، اما کسی آزادانه نمی‌تواند بگوید بهایی شده‌ام و این مکتوم می‌ماند.

فکر می‌کنید چه دلیلی برای این رویکرد هست. در ایران ما شاهد گرایش به مسیحیت هم هستیم، اما بهایی‌ها خیلی خویشتن‌دار هستند و در مورد آیین خود حرفی نمی‌زنند.

اتفاقا بعضی دوستان خیلی با شجاعت این را بیان می‌کنند که مسیحی یا بهایی هستند و مشکلات زیادی را به جان می‌خرند. برخی هم معتقدند که مذهب یک امر خصوصی است. البته آنها به موازین اخلاقی خود پایبند هستند و آنها را در زندگی روزمره بازتاب می‌دهند. با این همه باز هم در معرض خطر قرار دارند.

باور بطور کلی یک مساله شخصی است و یک جامعه دمکراتیک جامعه‌ای است که فرد خود را ملزم به افشا یا تبلیغ باور خود برای کوپن و تحصیل و شناسنامه نمی‌داند. جای تاسف است که تبعیض دینی در ایران نهادینه شده و هر کس هر کاری که می‌خواهد بکند، با دیانت او گره خورده است.

آقای ثابتان، بخاطر فشارهای موجود، بهاییان در اداره‌ها و اجتماع زیاد به کار گرفته نمی‌شوند. این جامعه برای معاش خود چه می‌کند؟ آیا بیشتر به کار آزاد می‌پردازد؟

بله، بیشتر بهاییان ایران مغازه‌دار و کاسب هستند یا در اداره‌های خصوصی کار می‌کنند. البته برخی شرکت‌های خصوصی که بهاییان را استخدام کرده‌اند، برای بیرون کردن کارمندان خود تحت فشار قرار گرفته‌اند. بعضی مغازه‌های بهاییان را خراب کرده یا آتش زده‌اند. شرکت‌های بهایی را بسته‌اند. مغازه‌‌ها را پلمب کرده‌اند. در شیراز با انتشار لیست ۴۰۰ مغازه در یک روزنامه، به مردم گفتند که اینها بهایی هستند و با آنها معامله نکنند.

این عمل شبیه کار آلمان نازی است که پشت مغازه‌های یهودیان ستاره می‌زدند تا مردم آنها را شناسایی و طرد کنند. چه ارگانی در غیاب رهبران بهایی که دستگیر شده‌اند، به کارهای آنها رسیدگی می‌کند؟

هیچ ارگانی! با همه محدودیت‌ها و سرکوب‌ها، یک اصل مهم در ‌آیین بهایی اطاعت از قانون است. اگر دولت ایران گفته که این تشکیلات غیرقانونی است، ما می‌پذیریم. هر چند قبلا نگفته بودند و این گروه الان ۲۰ سال زندان گرفته، در حالی که زیر نظر دولت داشتند کار می‌کردند و این حکم جای تعجب دارد.

الان بهاییان دارند زندگی خود را می‌کنند و هیچ فعالیت گروهی ندارند. البته هموطنان ما باید بدانند که وقتی در روزنامه‌ها و رسانه‌ها در سطح وسیع به بهاییان حمله می‌شود و اتهام به آنها می‌زنند، مسلما شهروندان کنجکاو می‌شوند که جریان چیست و در نتیجه اگر یک بهایی را ببینند، ازاو سوال می‌کنند و او هم طبعا پاسخ می‌دهد. ولی بعد او را دستگیر می‌کنند که داشتی تبلیغ می‌کردی! در حقیقت هیج نهاد رسمی برای تمشیت امور بهاییان کار نمی‌کند.

شما در مورد ازدواج بهاییان گفتید که رسما ثبت نمی‌شود. اما در مورد فوت بهاییان اوضاع چگونه است؟ همچنان گور آنها را تخریب می‌کنند؟

این هم مشکل دیگری است که ما نمی‌فهمیم چرا با کسی که از دنیا رفته سر بدرفتاری دارند. چرا قبر بهایی‌ها را می‌شکنند؟ درخت‌های گورستان‌ها را می‌کنند و با بولدوزری که چراغ‌اش را خاموش کرده‌اند، شبانه می‌روند مقابر را خراب می‌کنند. در چند مورد اجازه دفن یک بهایی درگذشته را نداده‌اند و بستگان او مجبور شده‌اند چند روز جسدش را پشت یک وانت این طرف آن طرف ببرند تا بالاخره او را در جایی دفن کنند. به نظر می‌رسد یک شهروند بهایی در ایران حتی پس از مرگ هم آرامش ندارد.

آخرین صحبت شما چیست. چه پیامی برای کسانی دارید که سخنان شما را خواهند خواند؟

در وهله اول از هموطنان خودم و از وسعت نظر و حمایت‌های بی‌دریغ آنها تشکر می‌کنم. مردم ایران زنده‌فکر هستند و حقیقت را درک می‌کنند. امیدوارم ما بتوانیم با همکاری یکدیگر برای بازسازی و پیشرفت ایران به هم کمک کنیم. مشکلات مربوط به جامعه بهایی برای همه هموطنان دیگر هم هست. سی سال پیش به دروغ می‌گفتند که بهاییان جاسوس هستند، اما الان به همه این اتهام را می‌زنند. این حقیقت ندارد و همه این را فهمیده‌اند.

Unlike ·  · Share · May 30, 2012

  • Romina Yaghini Ahrari ممنون. بسیار عالی بود.
  • Behrooz Payamipour با تشكراز" صد نامه تا آزادي " وجناب دكتر فرهاد ثابتان و نظر اخير دوست گرامي جناب علي اسماعيلي ، مجدداً ياد آور ميشود:
    امسال دومین سال است در تبریز ، كه اجساد درگذشتگان جامعه بهائی را نیروهای اطلاعات از بیمارستان می دزدند وبه میاندواب كه در فاصله 167 ك
    يلومتري تبريز واقع شده ، برده و خودسرانه دفن مينمايند. و در مراجعات وملاقات هاي مكرر احباء با مسئولين مربوطه وشكايات متعدد به شهر داری تبريز هم تاكنون جواب و نتيحه اي گرفته نشده است. متمني است دوستان عزيز این وضعيت بحراني ومصيبت بار را با صداي بلند به گوش جهانيان برسانند شاید گوش شنوائي از ايرانيان آزاده و متقيان حكام دولت جمهوري اسلامي ايران پيدا شود و وظيفه ملي و انساني خود رادر قبال حقوق پايمال شده بهائيان در بند و آزاد اين سرزمين مقدس به انجام رساند.
  • Yaran Bahai جناب پیامی پور با تشکر از شما و اطلاعات ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادید خواهشمندم اگر اطلاعات تکمیلی موجود است بفرمائید تا به عنوان یک مطلب مجزا بهش پرداخته بشه و بتونیم در سایتهای دیگه هم منعکس کنیم، موفق و سربلند باشید
  • Behrooz Payamipour باتشكر از توجهات شما باستحضار ميرساند : نامه اي در سال گذشته با عنوان rhairan@gmail.com وموضوع : ممانعت از تدفین پیکر شهروندان بهایی در تبریز
    Friday, November 18, 2011 2:46 AM ارسال گرديده كه كپي آن ذيلا در دو فقره كامنت" درج ميشود"

    : با سلام و تقدیر وتشکر از زحمات شما به اطلاع میرساند :

    از تاریخ 13 مرداد ماه 1390 تا کنون بیش از سه ماه است که مقامات امنیتی ایران مانع دفن متوفیان بهائی در گورستان شهر تبریز شده اند ، متمنی است

    ترتیبی اتخاذ فرمایند تا موارد مربوطه مانند سایر اخبار حقوق بشر ایران ، منعکس و دادخواهی شود .

    ----------------------------------------------------------
    Saturday, October 29, 2011

    [IranPressNews] IranPressNews : ايران پرس نيوز - ممانعت از تدفین پیکر یک شهروند بهایی در تبریز

    ممانعت از تدفین پیکر یک شهروند بهایی در تبریز
    ----------------------------------------------------------

    خبرگزاری هرانا - تداوم اعمال فشار به جامعه بهایی ایران، مسئولین دولتی در شهر تبریز از صدور اجازه دفن یک شهروند بهایی خودداری نمودند.
    بنا به اطلاع گزارشگران هرانا؛ ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خلیل نورمحمدی شیشوان، شهروند بهایی به تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۰ در بیمارستان ارتش درگذشت ولی مسئولین مربوطه از تحویل پیکر ایشان برای اجرای مراسم تدفین بهایی در «وادی رحمت تبریز» امتناع ورزیدند و از فرزندان ایشان خواستند که یا به کفن و دفن جسد به طریقه اسلامی در وادی رحمت رضایت دهند و یا پیکر را به شهر می‌اندوآب منتقل کنند.
    با توجه به اینکه مطابق تعالیم آئین بهایی حمل جسد به مسافتی بیش از یکساعت زمانی و یا اجرای مراسم تدفین خلاف تعالیم آئین بهایی امکان پذیر نمی‌باشد، خانواده ایشان به اجرای این کار رضایت ندادند. متاسفانه در تاریخ پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰ جسد متوفی بدون هماهنگی و رضایت خانواده ایشان از بیمارستان به می‌اندوآب منتقل شده و تحویل سردخانه می‌اندواب می‌گردد.
    بدین ترتیب نه تنها مسئولین دولتی حق قانونی کفن و دفن شهروندان ساکن تبریز را نقض کرده‌اند بلکه بدون رضایت خانواده متوفی جسد را به سردخانه شهر دیگر منتقل نموده‌اند.
    شایان ذکر است که پیش‌تر اقدام مشابهی درباره یک شهروند بهایی دیگر در این شهر انجام شده بود و همچنین اخباری مبنی بر ایجاد شرایط مشابهٔ برای یکی دیگر از متوفین بهایی در چند روز اخیر شنیده شده است. این در حالی است که از سال ۱۳۴۸ متوفین بهائی تبریز در «وادی رحمت» به مراسم بهائی دفن شده و بهائیان تبریز در پرداخت هزینه‌های عمرانی و آبادی این قبرستان مشارکت داشته‌اند و تغییر رویه جدید گامی دیگر در جهت افزایش فشار‌ها بر جامعه بهایی ایران می‌باشد.
    ----------------------------------------------------------
    Link: http://www.iranpressnews.com/source/110444.htm

  • Behrooz Payamipour بقيه نامه قسمت 1 چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰
    جلوگیری از برگزاری مراسم دفن اموات بهاییان
    حتی به مرده ها هم رحم نمی کنند


    کاوه قریشی
    k.ghoreishi(at)roozonline.com

    جامعه بین المللی بهاییان ایران در بیانیه ای اعلام کرد که مقامات امنیتی در شهر تبریز خانواده یک شهروند بهایی را مجبور کرده اند بر اساس مناسک دینی مسلمانان، یک عضو متوفی خود را دفن کنند. آنها از برگزاری مراسم خاکسپاری بر طبق اعتقاد بهاییان منع شده اند.
    دیان علایی، نماینده جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل متحد در مصاحبه با روز می گوید هر چند فشار بر بهاییان بخصوص از سالهای بعد از انقلاب تشدید شده، اما تاکنون سابقه نداشته که شهروندان بهایی مجبور شوند اموات خود را بر اساس مناسک سایر ادیان که در این مورد خاص اسلام است به خاک بسپارند.

    اصرار بر دفن بدون تابوت
    به گزارش جامعه بین المللی بهاییان، روز دوشنبه، 17 مرداد ماه، نیروهای حکومتی در تبریز به خانواده یک متوفی بهایی گفته اند که آنها نمی توانند در قبرستان بهایی ها و بر اساس شعایر دین بهایی متوفی خود را دفن کنند و تاکید کرده اند این فرد باید بر اساس قوانین دین اسلام به خاک سپرده شود.
    این گزارش اسم شهروند متوفی بهایی را فاطمه سلطان زارعی عنوان و اضافه کرده است که خانواده وی از دفن متوفی در قبرستان عمومی و به جا آوردن مناسک دینی مسلمان ها خود داری کرده اند.
    نیروهای حکومتی همچنین اعضای این خانواده را مجبور کرده اند که متوفی آنها بر خلاف دستور آئین بهایی، بدون تابوت دفن شود. آنها پیکر خانم زارعی را به مدت 48 ساعت نگه داشته و اجازه نداده اند که متوفی در قبرستان ویژه بهایی ها دفن شود.
    گزارش جامعه بین المللی بهاییان با بیان اینکه خانواده زارعی نسبت به این موضوع اعتراض کرده اند، می افزاید: "وقتی یکی از افراد خانواده با مسولان قبرستان تماس گرفته و خواستار آزادی جسد شده است به او گفته اند که متوفی روز پنج شنبه در قبرستان عمومی و طبق مناسک دین اسلام و بدون تابوت دفن می شود و تاکید کرده اند فقط شوهرش می تواند در مراسم حاضر شود."
    دیان علایی، نماینده جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل متحد به روز می گوید: "هر چند برخورد با قبرستان بهایی ها مساله تازه ای نیست، اما این مورد اخیر، یک موضوع متفاوت است. آنها حتی به مرده بهایی ها هم رحم نمی کنند. حمله می کنند و مانع می شوند که شخص فوت شده بر اساس اعتقادات مذهبی خود دفن شود."
    خانم علایی یادآوری می کند: "بهایی ها قبل از انقلاب در بعضی از شهرهای کشور اجازه داشتند اموات خود را در قبرستان ویژه که در نزدیکی شهرها بود دفن کنند، اما بعد از انقلاب آنها را ناچار کردند که اموات خود را به صورت جداگانه، در بیابان ها و مناطق خارج از شهر دفن کنند."
    بهائیان ایران پس از انقلاب سال 57 از حق تحصیل در دانشگاه ها و مشاغل دولتی محروم بوده، مجامع آنها غیرقانونی اعلام شده و قبرستان های آنان در شهرهای مختلف تخریب شده است.
    در سالهای گذشته قبرستان بهایی ها در شهرهایی نظیر تهران، قائم شهر، مرودشت، سمنان، ساری و اصفهان قبرستان از سوی نیروهای حکومتی تخریب شده است.
    به گفته خانم علایی در ماه آوریل گذشته نیز در شهرهای گیلاوند و نجف آباد خانواده چند شهروند بهایی برای دفن اموات خود دچار مشکل شدند اما بعد از گذشت مدتی موفق شدند مراسم خاکسپاری را به جا بیاورند.
    نماینده جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل، در مورد نحوه برخورد شهروندان بهایی با وضعیت حقوقی خود در ایران می گوید: "بهایی های ایران همیشه سعی کرده اند از طریق قانونی از پایمالی حقوق خود جلوگیری کنند. آنها بارها از مراجع قانونی خواسته اند که به حقوق آنها احترام گذاشته شود، اما متاسفانه خیلی کم پیش آمده که به این درخواست ها حتی پاسخ داده شود؛ بر این اساس وضعیت بهایی ها روز به روز به وخامت می گراید."
    او می افزاید: "بهاییان ایرانی هستند و می خواهند در کشور خودشان به دنیا بیایند، زندگی کنند و فوت کنند و همانجا هم دفن شوند. آنها همان حقوقی را می خواهند که سایر اقلیت های مذهبی در تمام دنیا دارند و در اسناد حقوق بشر نیز بر آنها تاکید شده است. جمهوری اسلامی به بسیاری از تعهدات بین المللی حقوق بشر پایبند است، ما چیزی بیشتر از این تعهد نمی خواهیم
  • Rahmat Hadi - bandeb be onvane kochiktarin ozve jamei bahai azjinabe mohtaram doktor fahadi azi ve<sad name taazadi> tashakor minomayam.
  • Foad Kh بهترین راه این است که اجساد بهائیان را آتش زدو خاکستر انزا به اسرائیل فرستاد
  • Shahla Kasiri چقدر زیبا .ممنون از شما
  • Elnaz Jha jenab foad ba in tarze fekreto0n edeaye ensaniat mikonid?
  • Ruha Imani حقیقت همیشه پنهان نمیماند همانطور که پرده ها برافتاد و ظلم ظالمین آشکار شد .و خداوند قسم یاد نموده از ظلم احدی نگذرد .
  • Lida Mehrabkhani jenabe Foad man nemidonam in ye tane hastesh ya na? vali agar be rasti in ro migid mikkham bedonam akhe in hame kine va bogz baray chi? hevan noe khod na dard chitor hamchon matlabi be zehne shoma mirese??!!!!!
  • Mehrdad Moshtagh Rad جناب فواد از یشنهاد شما ممنونم. در راستای این ظلم ها یک بیت شعر هست که : بهاییان ایران جز دل کوچک چه دارند ؟ برای دادن این دل هم حرفی دگر ندارند.
  • Mehrdad Moshtagh Rad هوالله
    ای مومن بالله احزان خود را به این عبد حواله نما
    چه که دریای بی پایانش نزد این عبد موج می زند.
    من غم خوار توام، تو غم مخور.
  • Moojan Haghiri merci kheili matne khoob va mofidi bood:D
  • Nooshin Mazidi zende bad jenabe sabetan
  • Mike Panah My personal message to idiot "Foad KH" kinds which he is characterizing a loud mouth ignorant the leftover of droppings of grand master Satan turning to Parasites! How about somebody burn you “Foad Kh” and your family for doing the best way to get rid of people like you in this planet earth, and deliver those left over dirty ashes of your family back to you Arabs lover’s in land of ignorance, stupidity, and pure evil in Saudi Arabia, Mecca, and dump it in middle of Sahara Desert where camels take their daily dumps! Dear Baha’i friends and true Muslims brother and sisters, This is a great example of some Iranian Muslims, people like "Foad Kh" which they are so ignorant and evil while their ancestors brought these blood sucking Vampires of Empire of Shia Islam to Iran as a symbol of ignorance, stupidity, regression, fascism, dictatorship, disease, calamity, lunacy, totalitarianism, illiteracy, phobia, extreme cruelty, disbeliefs, humiliation to human rights, Devil Advocacy, Pure Narcissism, Mania, grandiosity, mental disorders, extreme retardation, worthlessness, superstitions, worshiping demons & beasts, promote devastation, Nazism, indecency, encourage filthy minds, animalism, never ending skepticisms, promote corruption, barbarism, colonialism, promote fanaticism, refusing God over nihilism, hypocrisy, mistrust, manifesting extreme immorality, sinister, anarchism, extreme censorship since they are so afraid of reality of what they are doing to innocent people of Iran specially Baha’i believers, vulgarity, suicidal minds by systematic brain washing young people for keeping them under their control, cynical, and so many other negative and evil comes out of these existing problems we have in beautiful country of Iran while it is infested by people like “Foad Kh” kinds running around and spiting their very stupid, nasty, and evil comments since they think they have rights of saying, doing, and act upon their own ignorance, stupidity, and evil which they don’t since their minds are so small, and their brains are filled with trash! I have seen people like you “Foad Kh” while I was a kid back in Iran as a young Baha’i believer, and I always managed by throwing my fists of fire in their filthy mouths like yours for breaking your teeth and your jaw to make sure you don’t talk garbage about Baha’i faith, neither about poor innocent Baha’i citizens of Iran, nor about those innocent dead souls! If I see you and you are man enough to face me, then I would teach you some lesson which you haven’t learned in your previous life you filthy moron, and I would make sure you don’t walk straight for while until you learn your humanity! 
    Grandiosity is a symptom of bipolar mania. The term describes the larger-than-life feelings of superiority often experienced during manic, hippomanic or mixed episodes.
    Cynical means having a belief that people only do things to serve their own needs. Believing or showing the belief that people are motivated chiefly by base or selfish concerns; skeptical of the motives of others.
    Nihilism is the belief that all values are baseless and that nothing can be known or communicated. It is often associated with extreme pessimism and a radical skepticism that condemns existence. A true nihilist would believe in nothing, have no loyalties, and no purpose other than, perhaps, an impulse to destroy.
    1. regression, a trend or shift toward a lower, less severe or less perfect state: as a: progressive decline (as in size or severity) of a manifestation of disease
  • Behrooz Payamipourset=a.258813907488183.54847.258797394156501&type=1&ref=nfhttps://www.facebook.com/photo.php?fbid=375112432524996&
    Photo

    فیلم تخریب گورستان بهائیان در قائم شهر تماشای فیلم در این لینک: http://bahaiazadi.wordpress.com بهائی ستیزان با یورش به قبرستان‌های بهائی، سنگ قبرها را تخریب و بدترین رفتار را نسبت به مردگان بهائی ادا کردند. از جمله این تخریب‌ها می‌توان به تخریب قبرستان بهائیان در تهران،قائمشهر، یزد و نجف آباد اشاره کرد که در طی ان، قبرستان بهائیان تهران به کلی تخریب و ویران گشت و بر روی آن، فرهنگسرا ساخته شد. تخریب قبرستان بهائیان در یزد به ویرانی کامل نینجامید و فقط سنگ قبرها شکسته و به مردگان اهانت شد.
     
  • Behrooz Payamipour لازم به تذکر است که بعد از فوت خانم فاطمه زارعی (چرخی)آقای نور محمدی و خانم پریچهر میثاقی و اخیرا خانم وثوقی جزو متصاعدین هستند که به این شیوه خاک سپاری میشوند
    سرقت اجساد درگذشتگان بهائی از بیمارستانهای تبریز و دفن اجساد بدون انجام احکام بهائی در میاند
    وآب

    طبق گفته شاهدان عینی اکنون برای دومین سال است که مامورین وزارت اطلاعات اجساد درگذشتگان بهائی در شهر تبریز را خودسرانه از بیمارستان خارج میکنند و بدون آگاهی و رضایت خانواده در 167 کیلومتری تبریز در محلی در شهر میاندواب دفن میکنند. در پی پیگیری ها و شکایتهای بهائیان شهر تبریز به شهرداری و سازمانهای مربوطه هیچ پاسخی در این خصوص به این عزیزان داده نشده است.

    طبق احکام دیانت بهائی محل دفن اجساد تنها میتواند یکساعت تا محل فوت فاصله داشته باشد و انتقال اجساد به محلی در 167 کیلومتری محل فوت در کنار رعایت نکرد تمام موارد دیگر توهینی اشکار به مقدسات بهائیان ایران است.

    تداوم اعمال فشار به جامعه بهایی ایران، مسئولین دولتی در شهر تبریز از صدور اجازه دفن یک شهروند بهایی خودداری نمودند.
    بنا به اطلاع گزارشگران هرانا؛ ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خلیل نورمحمدی شیشوان، شهروند بهایی به تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۰ در بیمارستان ارتش درگذشت ولی مسئولین مربوطه از تحویل پیکر ایشان برای اجرای مراسم تدفین بهایی در «وادی رحمت تبریز» امتناع ورزیدند و از فرزندان ایشان خواستند که یا به کفن و دفن جسد به طریقه اسلامی در وادی رحمت رضایت دهند و یا پیکر را به شهر می‌اندوآب منتقل کنند.
    با توجه به اینکه مطابق تعالیم آئین بهایی حمل جسد به مسافتی بیش از یکساعت زمانی و یا اجرای مراسم تدفین خلاف تعالیم آئین بهایی امکان پذیر نمی‌باشد، خانواده ایشان به اجرای این کار رضایت ندادند. متاسفانه در تاریخ پنجشنبه ۵ آبان ۱۳۹۰ جسد متوفی بدون هماهنگی و رضایت خانواده ایشان از بیمارستان به می‌اندوآب منتقل شده و تحویل سردخانه می‌اندواب می‌گردد.
    بدین ترتیب نه تنها مسئولین دولتی حق قانونی کفن و دفن شهروندان ساکن تبریز را نقض کرده‌اند بلکه بدون رضایت خانواده متوفی جسد را به سردخانه شهر دیگر منتقل نموده‌اند.
    شایان ذکر است که پیش‌تر اقدام مشابهی درباره یک شهروند بهایی دیگر در این شهر انجام شده بود و همچنین اخباری مبنی بر ایجاد شرایط مشابهٔ برای یکی دیگر از متوفین بهایی در چند روز اخیر شنیده شده است. این در حالی است که از سال ۱۳۴۸ متوفین بهائی تبریز در «وادی رحمت» به مراسم بهائی دفن شده و بهائیان تبریز در پرداخت هزینه‌های عمرانی و آبادی این قبرستان مشارکت داشته‌اند و تغییر رویه جدید گامی دیگر در جهت افزایش فشار‌ها بر جامعه بهایی ایران می‌باشد.
  • Zekrullah Ettehadulhagh بعضی از ما بهاییان سرمان را زیر برف کرده ایم و دشمن واقعی امر را نمیشناسیم .در دنیایی که ۱٪ میخواهد به هر قمی‍تی بر ۹۹٪ حکو،مت کند واضح است که تعالیم مبارکه مخالف منافع این ۱٪ است.تعالیمی مثل خلع سلاح عمومی.مثل تساوی حقوق زن و مرد .مثل صلح عمومی.مثل تساوی بین همه نژادها.مثل واحد پول بین المللی .و..و..بنا بر این اینها تظاهر به حمایت از جامعه بهایی میکنند و در خفا ظالمان را تشویق به قلع و قمع احبا.واز روش دیگر هم البته که عبارت از بی بند و باری و فساد در جامعه است از طریق عمال بظاهر بهاییشان فساد احلاق را در جامعه نشر میدهند از اخلاق مرضیه که به فرموده مبارک یگانه وسیله پیشرفت و انتشار امر است ممانعت بعمل می آورند.مگر اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند.
  • Zekrullah Ettehadulhagh ریشه این بهایی ستیزی در ایران نیست.
  • Parvin Javadi Hosseinpouli بلى دقيقنآ من صددرصد موافقم ريشه بهايى سيتيزى در ايران نيست

    • Parvin Javadi Hosseinpouli بلى دقيقنآ من صددرصد موافقم ريشه بهايى سيتيزى در ايران نيست

    • Behrooz Payamipour خطاب به هموطنان منصف ايران 

      محبوب ترين چيز ها نزد خداوند انصاف است.

      اگر شما شاهد ظلمي هستيد كه بر مردم بيگناه ايران از جمله بهائيان وارد ميشود، برعهدۀ شما است كه فوراً به انصاف بر خيزيد و خواهان رفع ظلم ازهموطنان خود شويد.

      آيا فرياد رسي براي بهائيان ايران هست ؟

      در 35 سال گذشته، حُكّام ايران بطورمنظم و سيستماتيك، نسبت به ايذاء و اذيت و قتل و غارت وحبس واعدام شهروندان سياسي، عقيدتي و ديني از جمله بهائيان از شير خواره گرفته تا نود ودو ساله، اقدام نموده و نهايتاً اين بغض وكينه وعداوت را، به مُردگان بهائي و تدفين آن ها و تخريب قبرستان هاي بهائيان نيز كشانده اند .

      حكومت جمهوري اسلامي ايران حتي گور و كفن را هم براي هموطنان بهائي خود دريغ ميدارد.




      سرقت اجساد درگذشتگان بهائی در شهر تبريز:

      قريب سه سال است که مأمورین وزارت اطلاعات اجساد درگذشتگان بهائی را، خود سرانه از بیمارستان ها و يا سرد خانه وادي رحمت تبريز خارج كرده و بدون اطلاع و رضایت خانواده متوفي و بدون انجام احكام بهائي، در 167 کیلومتری تبریز**، در محلي واقع در میاندوآب دفن میکنند.
      در تعقيب شکایتهای بهائیان تبریز به شهرداری و سازمانهای مربوطه تا كنون هیچ پاسخی دريافت نشده است.

      http://behnazar.blogspot.com/2013/10/blog-post_8283.html

      behnazar.blogspot.com
    • Farangeez Ahmadi Rastgar Che mitan kard aslam in chenin ast rishayh on ba zolm bebar amade va roshd kardeh

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Ali Esmaili
October 12  2013

در گذشت آقای قدرت آقابالائی را به تمام وا بسته گان ایشان تسلیت عرض می کنم و امیدوارم که غم آخرشان باشد ودر ضمن جسد ایشان هنوز به خاک سپرده نشده است چون اجساد بهائیان درگذشته را در تبریز نمی گذارند به رسم آئین بهائی دفن شوند وبه جای دیگر می برند و این کار بیش از 2 سال است که در تبریز در جریان است. وبه هر دری هم سر زده شده .نتیجه اي گرفته نشده  چه باید کرد معلوم نیست!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------