Tuesday, September 29, 2015

امير كبير به قتل باب فرمان داد و برادرش ميرزا حسن خان وزير نظام را مأمور اجراي حكم كرد. یک برادر حکم کرد، یک برادر حکم راند

امير كبير به قتل باب فرمان داد و برادرش ميرزا حسن خان وزير نظام را مأمور اجراي حكم كرد. 
یک برادر حکم کرد، یک برادر حکم راند!


اين عكس احتمالاً تنها تصوير حقيقي از ميرزا تقي خان امير كبير صدراعظم دوران قاجاريه است كه در جريان سفر وي به امپراطوري عثماني براي انعقاد قرارداد ارضنة الروم (ارض روم - ارزروم) در فاصله 64- 1260 قمري گرفته شده است  در اين عكس امير كبير با لباس سرتيپي در رديف جلو در وسط، و طرفين او امير چراغعلي خان( سمت راست) و ميرزا حسن خان برادر اميركبير( سمت چپ) ديده ميشود، نوجوان ايستاده در رديف پشت ميرزا احمد خان( فرزند امير كبير) است.




امير كبير به قتل باب فرمان داد و برادرش ميرزا حسن خان وزير نظام را مأمور اجراي حكم كرد.

یک برادر حکم کرد، یک برادر حکم راند!
-----------------------------------------------------------
از صفحات471 و472 و475 تاريخ نبيل (مطالع الانوار)‏:
... آنگاه امير نظام( امير كبير) بدون آنکه اعتنائی بنصيحت وزير جنگ بنمايد بحاکم آذربايجان نوّاب حمزه ميرزا* فرمان داد که حضرت باب را به تبريز احضار نمايد ولی بشاهزاده اظهار نکرد که از آوردن حضرت باب به تبريز چه منظوری دارد حمزه ميرزا شخصی بود بی‌نهايت خوش رفتار و رقيق القلب وقتيکه فرمان امير نظام باو رسيد خيال کرد که مقصود از آوردن حضرت باب به تبريز آنست که آن بزرگوار را از حبس خلاص کنند و بمحلّ و منزلشان برگردانند از اينجهت فرمان امير نظام را اجرا کرد و شخص طرف اعتمادی را با مأمورين چند فرستاد تا حضرت اعلی را ازمحبس چهريق به تبريز بياورند و به مأمورين سفارش کرد که آن حضرت را از هر جهت مورد احترام قرار بدهند. ...
باری آن مأمور در کمال ادب و احترام طلعت اعلی را از چهريق حرکت داده وارد تبريز بلاانگيز گردانيد و حمزه ميرزا در محلّ يکی از مقرّبان خود ايشانرا وارد گردانيد و امر نمود که بکمال احترام با ايشان حرکت نمايند. تا بعد از سه روز از ورودشان فرمان ديگر از امير(كبير) باسم نوّاب حمزه ميرزا رسيد که محض ورود فرمان سيّد باب را با مريدانی که اصرار بارادتش دارند بدار زن و فوج ارامنهء اروميّه را که سرتيپشان سام خان است فرمان داده در سربازخانهء ميان شهر تير بارانش نمايند. چون نوّاب حمزه ميرزا بر ما فی الضّمير امير مطّلع گرديد بحامل فرمان که برادر امير(كبير)، ميرزا حسن خان وزير نظام بود گفت امير(كبير) بايد بمن خدمتهای بزرگ رجوع نمايد مانند محاربهء با روم و روس، و اينگونه کارها را که شغل اوباش است به اهلش رجوع کند، من نه ابن زيادم و نه ابن سعد که فرزند رسول خدا را بدون جرم بقتل برسانم. ميرزا حسن خان مذکور(برادر اميركبير) هم آنچه از نوّاب حمزه ميرزا شنيده بود برای برادرش ميرزا تقيخان امير کبير نوشت او هم بتعجيل جواب فرستاد و فرمان ديگر داد که خودت مباشر اين کار شو، بهمان نوع که در فرمان سابق بود عمل کن و بماه رمضان داخل نشده ما را از اين خيال آسوده کن تا با دل درست،  در ماه رمضان روزه بگيريم. ...  از صفحات 471 و 472 و 475 تاريخ نبيل (مطالع الانوار)
 -----------------------------------------------------------------
دانلود تاريخ نبيل (مطالع الانوار)‏
نسخه ورد   
نسخه اکروبات
شرح شهادت حضرت باب اعظم
_______________________________________________
* حمزه ميرزا پسر عباس ميرزا نايب السلطنه
حمزه ميرزا حشمت الدوله در سال 1265 ه ق به تهران آمده و سپس به ايالت آذريجان فرستاده شد. در سال 1266 ه ق كه والي آذربايجان بود به دستور ميرزا تقي خان اميركبير مأمور محاكمه و اعدام سيد علي محمد باب شد كه در آن ايالت زنداني و تحت نظر بود. او به قتل سيد باب راضي نبود و در اين كار مردد بود، چه گذشته از اين كه كشتن سيدي را جايز نمي شمرد، از اين كه امير، او را مأمور به قتل فردي كرده بود نيز دلتنگ بود. وقتي فرمان امير درباره ي اعدام باب به او رسيد جواب داد «... مرا چنان گمان بود كه لطف آن حضرت سبب شود كه فتح سرحدات روم و روس و جنگ با ملت پاريس و پروس به من محول فرمايند.» ... به هر جهت گويا او از امر صدراعظم سرباز زد و فرمان را ميرزا حسن خان وزير نظام، برادر ميرزا تقي خان امير نظام اجرا كرد.





No comments:

Post a Comment