Saturday, August 31, 2019

دو مشعل نورانی در تاریکی زندان ایران / Two shining lights in an Iranian prison’s darkness





دو مشعل نورانی در تاریکی زندان ایران

ماخذ:‌ www.washingtonpost.com
رکسانا صابری
ترجمه مهرداد جعفری

          ( تصویر دو بانوی زندانی در سلول خود در زندان اوین در طهران، ایران (وحید سالمی ـ اسوشیتد پرس



رُکسانا صابری نویسنده و روزنامه نگار امریکائی ایرانی تبار میباشد که در سال ۲۰۰۹ به مدّت صد روز در ایران محبوس بوده است.
چهار سال طول کشید تا پر ارزشترین هدیه ای که تا حال دریافت کرده ام دست به دست بچرخد و از آنطرف دنیا به من برسد. این هدیه دستبندی است که از نخهای حوله های که در زندان اوین در طهران از من بجا مانده بود، بافته شده است.
هرگاه که این دستبند صورتی و قرمز رنگ را بدست میکنم بیاد فریبا کمال آبادی که آن را برایم بافته و دوستش مهوش ثابت می افتم. دو نفر از همبندان من که دهمین سال حبس خود را در پشت میله های زندان سپری میکنند. این دو بانو را از قبل از رهائی از زندان در سال ۲۰۰۹ تا حال ندیدم ولی هر دو الهامبخشِ زندگی من و تمامی افرادی هستند که ایشان را میشناسند و یا داستان زندگیشان را شنیده اند.
فریبا و مهوش به همراه پنج نفر از آقایانِ همکارشان عهده دار رسیدگی به نیازهای روحانی و اجتماعی اقلیّت بهائی، که حکومت اسلامی آنان را مرتد محسوب میدارد، بودند. این هفت نفر متّهم به «جاسوسی» و «قیام بر علیه نظام» گردیدند ـ اتهاماتی که علیرغم انکار آنها، هر کدام به بیست سال حبس محکوم شدند که بعداً به ده سال تقلیل داده شد. از لحظۀ ورودم به سلول ایشان در زندان، علیرغم شرایط جدّی و دشوارِشان،صلح و آرامش از تمامی رفتار و کردار مهوش و فریبا جلوه گر و نمایان بود. با مهربانی به من خوش آمد گفتند و قسمتی از سلول را برای پتوهائی که قرار بود به جای رختخواب استفاده کنم، آماده نمودند. بعد از نشستن از ایشان پرسیدم که برای چه مدّت است که محبوسند.
مهوش در جواب گفت: «یک سال».
و فریبا پاسخ داد: « ده ماه».
و هر دو همچنان خندان بودند.
از هر دو سؤال کردم که چگونه قادرند چنین آرام باشند. مهوش جواب داد: «ما به خدا توکّل میکنیم و مطمئنیم که هر چه خیر جامعۀ ماست پیش میآید. اگر ارادۀ الهی بر این است که با ماندن در زندان، خادمان بهتری برای جامعۀ خود گردیم، تسلیم محضیم».
 اخیراَ یکی از بستگان فریبا چنین طرز فکری را برای من توضیح داد: «فریبا معتقد است اگر کسی بخواهد تغییر مثبتی در جهان بوجود آورد، باید حاضر به پرداخت بهای آن هم باشد.»  یکی دیگر از زندانیان هم که مایل به افشای نامش نبود اشاره کرد که  «اگر چه این دو در زندان بودند ولی چنین بنظرمیرسید که روحشان در هیچ قید و بندی نبود». «ایشان به من آموختند که این گرفتاری و حبس را بخشی از تقدیر خویش بدانم. از آن به بعد هرگز سؤال نکردم که چرا من باید گرفتار شوم؟ و این نکته باعث شد که حتیّ قادر به تحمّل زندان انفرادی هم باشم.»
مهوش و فریبا به من هم کمک کردند تا موقعیتم را بهتر درک کنم و بتوانم از احساس پشیمانیی که در من به خاطر عدم ترک آپارتمان خود در طهران قبل از اینکه چهار مأمور اطلاعات بزور وارد آن شده و مرا دستگیر نمایند ایجاد شده بود، رهایی یابم. همچنین دیگر آرزوی وقوع زلزله را نداشتم تا بر اثر آن دیواریهای زندان خراب شود. دو همبندم همواره به من متذکر میشدند که امور ناگوار برای همۀ افراد اتفاق میافتد ولی مهم این است که چگونه با این وقایع مقابله نمائیم.
این دو بانو همه روزه به بهترین وجه با شرایط خویش کنار می آمدند. در همان سلول خود به نرمش و ورزش میپرداختند، در مورد کتابهائی که میتوانستند مطالعه کنند بحث و گفتگو میکردند و از من میخواستند که به ایشان درس انگلیسی بدهم. (من هم برای شوخی و مزاح چند لغت دشنام یادشان دادم.)
مهوش و فریبا شفقت را به من آموختند. به من یاد دادند که چگونه میتوان حتّی نسبت به بازجویان خود مهربان بود؛ افرادی که با سؤالات بی وقفه و اتهامات دروغین و تهدیدهای مکرّر به حبسهای طویل المدّت، ما را تحت فشار گذاشته و تهدید میکردند. در پاسخ به این سؤال من که آیا هرگز عصبانی شده اند، مهوش گفت:«ما به محبت و شفقت به همۀ نوع بشر معتقدیم، حتی به آنانیکه به ما ظلم میکنند.»
 میترا علی ابوذر، دانشجو و یکی از فعّالین هنگامیکه در سال ۲۰۱۲ در زندان اوین مهوش و فریبا را ملاقات نمود ایشان را از«خود گذشته» توصیف نمود. در آن هنگام این دو بانو به بند عمومی زندان منتقل شده بودند، به جائی که بیش از ۲۰ نفر از بانوان زندانی سیاسی با عقاید و اعتقادات متفاوت در آنجا محبوس بودند.
دوستی میان محبوسین بحدی رسید که با همکاری یکدیگر نظافت تمامی سالن زندان را بعهده گرفتند. میترا بیاد میآورد که «روزی که نوبت تمیز کردن حمام بر عهده من بود خواب ماندم ولی فریبا گرچه دچار کمر درد بود، حمام را بجای من تمیز نمود.»
فریبا که متخصص روانشاسی است، به ارائه خدمات مشاوره ای به بسیاری از هم بندان که با مشکلات شخصی به وی مراجعه میکردند میپرداخت. میترا در ادامه میگوید: «مسلماً فریبا با مسائل فراوانی در گیر بود ولی در مورد مشکلات خویش به هیچ عنوان سخنی نمیگفت و بجای آن گوش به حرف دیگران میداد.»
مهوش که قبل از انقلاب اسلامیِ سال ۱۹۷۹ معلم مدرسه ابتدائی بود، اشعار خود را برای دیگر محبوسین میخواند. تعدادی از اشعار وی به زبان انگلیسی ترجمه و در سال ۲۰۱۳ در  خارج از ایران به چاپ رسیده است. در کتابِ «محل مخاطره» مهوش میگوید که دیگر نمی توانند وی را به سکوت وادار کنند:
تیغ ، اگر بر رگ ما می زنند  خون به دل لاله صحرا کنند
مُهر اگر بر لب ما می نهند  غنچه دهانان لب خود وا کنند
انتظار میرود که این هفت رهبر جامعۀ بهائی سال آینده از زندان آزاد گردند. مانند تمام دیگران زندانیان، مهوشِ ۶۴ ساله و فریبای ۵۴ ساله نیز آرزوی دیدار اقوام خویش را دارند و مایلند گرمای خورشید را بر روی پوست خود احساس نموده و عطر خوش درختان و گلها را استنشاق نمایند.
هر هنگام که دستبندی را که از حوله زندانم بافته شده بدست میکنم، به یاد محبّت، مهربانی، شجاعت و شفقتِ این عزیزان میافتم که در طیِّ این ۹ سال همواره افزایش یافته است.





Correction: An earlier version of this op-ed incorrectly reported the amount of time Fariba Kamalabadi and Mahvash Sabet have served in prison in Iran. They are now in their tenth year behind bars.

Iranian female prisoners in their cell in Evin prison in Tehran, Iran. (Vahid Salemi/Associated Press)
By Roxana Saberi
June 21, 2017
Roxana Saberi is an Iranian American journalist and author who was imprisoned in Iran for 100 days in 2009.
The most valuable gift I ever received took four years to pass through several hands and cross half the world to get to me. It’s a bracelet made from the threads of a towel I left behind in Tehran’s Evin prison.
Whenever I wear the pink-and-rose-colored band, I think of Fariba Kamalabadi, the woman who wove it, and her friend Mahvash Sabet — two of my former cellmates, who are now serving their tenth year behind bars.
I haven’t seen the two women since shortly before I was released in 2009, but they continue to inspire me and many others who know them or have heard their story.
Fariba and Mahvash, along with five male colleagues, had tended to the spiritual and social needs of Iran’s minority Bahais, who are viewed as heretics by the Islamic regime. For this, the seven were accused of “spreading propaganda against the regime” and “engaging in espionage” — charges they deny. They were each given 20-year sentences, which reportedly have been reduced to 10 years.
Despite the serious nature of their situation, Mahvash and Fariba exuded a peace that I felt the moment I was transferred to their cell. They welcomed me gently and cleared a space for the blankets that served as my bed. I sat down and asked how long they’d been there.
“One year,” Mahvash said.
“Ten months,” Fariba said.
And yet they were still smiling.
I asked them how they could remain so calm. “We trust in God to do what is best for our community,” Mahvash replied. “If he thinks we can serve our faith better by remaining here, we accept it.”
One of Fariba’s relatives recently described this perspective to me: “Fariba believes if you want to make a positive change in the world, you need to pay a price.”
“Though they were in prison, their spirits seemed unshackled,” recalled another former prisoner, who spoke on condition of anonymity. “They taught me to see my imprisonment as part of my destiny. I stopped asking, ‘Why me?’ and could tolerate even solitary confinement.”
Mahvash and Fariba helped me, too, to accept the reality of my situation — to let go of regret for not fleeing my Tehran apartment before four intelligence agents forced their way in to arrest me, and to stop yearning for an earthquake to split open the prison walls. Bad things happen to all of us, my cellmates reminded me. What matters is how we deal with them.
The two women dealt with their circumstances by making the most of every day. They exercised in their cells, discussed the books they were allowed to read and asked me to teach them English phrases. (For fun, I also taught them a few choice curse words.)
Mahvash and Fariba also taught me compassion, even for our interrogators, who subjected us to relentless questioning, pressured us to confess to false charges and threatened us with long sentences and even execution.
When I asked if they ever became angry, Mahvash replied, “We believe in love and compassion for humanity, even for those who wrong us.”
Mitra Aliabouzar, who was a student activist when she met Mahvash and Fariba in Evin prison in 2012, described them as “selfless.” By that time, they had been transferred to the prison’s general ward with more than 20 other female political prisoners of disparate ideologies and faiths.
The inmates became friends and worked together to keep the ward clean. “One time I accidentally overslept,” Mitra remembered. “It was my turn to clean the bathroom, but Fariba cleaned it for me” — though she had a bad back.
Fariba, a psychologist, also gave advice to inmates who came to her with personal problems. “She obviously had a lot of issues on her plate,” Mitra said, “but she wouldn’t talk about her troubles. Instead, she listened.”
Mahvash, who had been an elementary school principal before Iran’s 1979 Islamic Revolution, began sharing her poetry with other prisoners. A number of her poems were published outside Iran, in English, in 2013. In “Place of Peril,” she suggests she will never be silenced:
If they cut open our veins, red tulips will blush like blood in the fields
If they padlock our lips, the mouths of a thousand spring buds are unsealed.
The seven Bahai leaders are expected to be released next year. Like many other prisoners, Mahvash, now 64, and Fariba, 54, long to return to their families, feel the sunshine on their skin and smell the fragrance of trees.
Every time I wear my bracelet made from my prison towel, I am reminded of the light of their kindness, compassion and courage. By all accounts, it has only intensified over the past nine years.



Friday, May 17, 2019

Countries With The Largest Bahá'i Populations,2010

Countries With The Largest Bahá'i Populations,(2010)

India is not only known to host the largest Hindu, Jain, and Sikh populations of the world, but the country is also home to the world's largest Bahá'i population.

1. India

2. United States

3. Kenya

Countries With The Largest Bahá'i Populations



Monday, May 6, 2019

دعای بهاء یا دعای سحر رمضان با صوت دلنشین اباذر حلواجی و سید جواد ذبیحی و اسامی نوزده ماه بهائی در آن


دعای بهاء که با عبارت « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ.» آغاز می‌شود دعای عظيم الشأنى است كه امام محمد باقر عليه السّلام در سحرهاى ماه رمضان ميخواندند. این دعا به دعای سحر نیز معروف است 

اسامی نوزده ماه بهائی در دعای بهاء:
بهاء- جلال- جمال- عظمت- نور- رحمت- کلمات- کمال- اسماء- عزت- مشیت- علم- قدرت- قول- مسائل- شرف- سلطان- ملک- علاء.

اسامي ماه هاي بهائي(نوزده ماه) در دعای بهاء:
شهر البهاء - شهر الجلال - شهر الجمال - شهر العظمة - شهر النور- شهر الرحمة - شهر الکلمات - شهر الکمال - شهر الاسماء - شهر العزة - شهر المشیة -  شهر العلم - شهر القدرة -  شهر القول - شهر المسائل - شهر الشرف - شهر السلطان - شهر الملک -  شهر العلاء





دعای بهاء یا دعای سحر رمضان با صدای دلنشین سید جواد ذبیحی و اسامی نوزده ماه بهائی در آن

دعای بهاء یا دعای سحر رمضان با صدای دلنشین سید جواد ذبیحی و اسامی نوزده ماه بهائی در آن




دعای سحر دعای عظيم الشأنى است كه امام باقر عليه السّلام در سحرهاى ماه رمضان ميخواندند
دعای سحر عنوانی عام برای دعاهائی است که در سحرهای ماه رمضان خوانده می‌شود. مشهورترین آن‌ها دعائی است که امام رضا (ع) از امام باقر (ع) نقل کرده است و با عبارت

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ.»

آغاز می‌شود. این دعا در کتاب مفاتیح الجنان آمده و شیعیان آن را در سحرهای ماه رمضان می‌خوانند. شرح‌هائی هم بر دعای سحر نوشته شده است. این دعا به " دعای بهاء" نیز مشهور است
اهمیّت این دعا در آثار بهائی ذکرگردیده است. همانگونه که ملاحظه میفرمائید در عبارت اول دعا، کلمۀ مبارکۀ بهاء یا مشتق آن پنج بار ذکر گردیده که فی الواقع راز و نیازی با حضرت بهاءالله میباشد. زیارت و تلاوت این دعا در ایّام مبارک صیام به روحانیّت شخص صائم می افزاید

 :اسامی نوزده ماه بهائی در دعای سحر

-بهاء- جلال- جمال- عظمت- نور- رحمت- کلمات- کمال- اسماء- عزت- مشیت- علم قدرت- قول- مسائل- شرف- سلطان- ملک- علاء

شهر البهاء - شهر الجلال - شهر الجمال - شهر العظمة - شهر النور- شهر الرحمة - شهر الکلمات - شهر الکمال - شهر الاسماء - شهر العزة - شهر المشیة - شهر العلم - شهر القدرة - شهر القول - شهر المسائل - شهر الشرف - شهر السلطان - شهر الملک - شهر العلاء



متن دعايى است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام در سحرهاى ماه رمضان  مي‏خواندند:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمَالِكَ جَمِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِأَجَلِّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَلِيلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِأَعْظَمِهَا وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِأَنْوَرِهِ وَ كُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِأَوْسَعِهَا وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ وَاسِعَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَلِمَاتِكَ بِأَتَمِّهَا وَ كُلُّ كَلِمَاتِكَ تَامَّةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَلِمَاتِكَ كُلِّهَا. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كَمَالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمَالِكَ كَامِلٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكَمَالِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ أَسْمَائِكَ بِأَكْبَرِهَا وَ كُلُّ أَسْمَائِكَ كَبِيرَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّهَا وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضَاهَا وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ مَاضِيَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي اسْتَطَلْتَ بِهَا عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِأَنْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نَافِذٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِأَرْضَاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ  رَضِيٌّ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَسَائِلِكَ بِأَحَبِّهَا إِلَيْكَ وَ كُلُّهَا  إِلَيْكَ حَبِيبَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَسَائِلِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ سُلْطَانِكَ بِأَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطَانِكَ دَائِمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِسُلْطَانِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِأَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فَاخِرٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِأَعْلاهُ وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عَالٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِأَقْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَدِيمٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَهَا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا تُجِيبُنِي  حِينَ أَسْأَلُكَ فَأَجِبْنِي يَا اللَّهُ



ترجمه  به فارسی:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به درخشنده ترین مراتب درخشندگیت با اینکه تمام مراتب آن درخشنده است خدایا درخواست می کنم به همه مراتب درخشند گیت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَمالِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به زیباترین مراتب جمالت با اینکه تمام مراتب جمالت زیبا است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جمالت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به باشکوهترین مراتب جلالت با اینکه تمام مراتب جلال تو باشکوه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظَیمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به بزرگترین مرتبه عظمتت با اینکه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عظمتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌاَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به نورانى ترین مراتب روشنیت با اینکه تمام مراتب روشنیت نورانى است خدایا از تو خواهم به همه مراتب نورت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به وسیعترین مراتب رحمتت با اینکه تمام مراتب رحمتت وسیع است خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا
خدایا از تو خواهم به تمامترین کلمات (و سخنانت ) با اینکه همه سخنانت تمام است خدایا از تو خواهم به همه سخنانت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به کاملترین مرتبه کمالت با اینکه تمام مراتب کمالت کامل است خدایا از تو خواهم به همه مراتب کمالت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسماَّئِکَ بِاَکْبَرِها وَکُلُّ اَسْماَّئِکَ کَبیرَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْماَّئِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت با اینکه تمام نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه نامهایت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ باَعَزِّها وَکُلُّ عِزَّتِکَ عَزیزَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به عزیزترین مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها وَکُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَْ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به حق گذراترین مشیتت گرچه تمام مراتب مشیتت گذرا است خدایا از تو خواهم تمام مراتب مشیتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کُلِّشَىْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَهٌ
خدایا از تو خواهم به حق آن قدرتت که احاطه پیدا کردى بدان بر هر چیز گرچه تمام مراتب قدرتت چنین است
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهاْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِاَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ
خدایا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت خدایا از تو خواهم به حق نافذترین مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدایا از تو خواهم
بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِاَرْضاهُ وَکُلُّ قَوْلِکَ رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ
به تمام مراتب دانشت خدایا از تو خواهم به حق پسندیده ترین سخنانت با اینکه همه سخنانت پسندیده است خدایا از تو خواهم به حق همه سخنانت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنَْ مَساَّئِلِکَ بِاَحَبِّها اِلَیْکَ وَکُلُّ مَساَّئِلِکَ اِلَیْکَ حَبیبَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَساَّئِلِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به حق محبوبترین خواسته هایت پیش تو گرچه همه خواسته هایت پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به حق همه خواسته هایت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ شَریفٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به حق شریفترین مراتب شرفت با اینکه تمام مراتب آن شریف است خدایا از تو خواهم به همه مراتب شرفت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ سُلْطانِکَ بِاَدْوَمِهِ وَکُلُّ سُلطانِکَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِسُلْطانِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به حق ابدى ترین مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاویدان است خدایا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِاَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به حق گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت گرچه تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواییت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عُلُوِّکَ بِاَعْلاهُ وَکُلُّ عُلُوِّکَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعُلُوِّکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به والاترین مقام بلندت گرچه همه مراتب آن والاست خدایا از تو خواهم به همه مراتب بلندیت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَنِّکَ بِاَقْدَمِهِ وَکُلُّ مَنِّکَ قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ
خدایا از تو خواهم به حق قدیمترین نعمتت گرچه همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم به حق نعمتهایت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ آیاتِکَ بِاَکْرَمِها وَکُلُّ آیاتِکَ کَریمَهٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِآیاتِکَ کُلِّها
خدایا از تو خواهم به حق گرامى ترین آیاتت گرچه همه آیات تو گرامى است خدایا از تو خواهم به حق همه آیاتت
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشَّاْنِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ
خدایا از تو خواهم بدانچه در آنى از شاءن و مقام و بزرگى واز تو خواهم به هر شاءن و مقامى جدا و
جَبَرُوتٍ وَحْدَها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِما تُجیبُنى [بِهِ] حینَ اَسْئَلُکَ فَاَجِبْنى یا اَللّهُ
بهر بزرگى جداگانه خدایا از تو خواهم به آنچه اجابت کنى دعایم را هنگامى که از تو خواهم که اجابت کنی ای خدا.




____________________________________________________________________

 اسامي ماه هاي بهائي
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 گاه‌ شماری بهائی
 دور بهائی از اظهار امر سید علی محمد باب (موسس دین بابی) در سال ۱۸۴۴ میلادی آغاز شده‌است. سال بهائی مانند سال خورشیدی ۳۶۵ روز است که از ۱۹ ماه ۱۹ روزه تشکیل شده‌است

ماه‌ها

  1. شهر البهاء
  2. شهر الجلال
  3. شهر الجمال
  4. شهر العظمة
  5. شهر النور
  6. شهر الرحمة
  7. شهر الکلمات
  8. شهر الکمال
  9. شهر الاسماء
  10. شهر العزة
  11. شهر المشیة
  12. شهر العلم
  13. شهر القدرة
  14. شهر القول
  15. شهر المسائل
  16. شهر الشرف
  17. شهر السلطان
  18. شهر الملک
  19. شهر العلاء

ایام هاء

در هر سال ۴ روز و در سال‌های کبیسه ۵ روز باقی می‌ماند که به ایام هاء در دین بهائی نام‌ گذاری شده‌است. این ایام دقیقا قبل از شهرالعلاء (ماهی که در آن بهائیان روزه می‌گیرند) قرار گرفته‌است و به نوعی تاکیدی بر اهمیت ماه روزه در این دین می‌باشد


http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%AD%D8%B