۱۷ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه
اکبر گنجی
آیتالله خامنهای چند ماهی است که بر تقویت و استحکام بخشیدن به “ساخت درونی نظام” تأکید کرده و میگوید: “ما گفتهایم ساخت درونى نظام باید استحکام پیدا کند” و “اعتقادمان این است که باید به تقویت ساخت درونى نظام اهمّیّت بدهیم؛ این اساس کار است“. این ایده بسیار خوبی است. هر دولتی باید قدرتمند باشد و قدرت دولت محصول “درون” است، نه اتکای به خارج (به معنای دولتهای خارجی).
خامنهای به درستی در اولین دیدار با کابینه حسن روحانی به آنها می گوید:
“در مناسبات بینالمللى سهم هر کشورى به قدر قدرت درونى او است؛ هر مقدارى
که واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه مناسبات بینالمللى
به همان نسبت بالاتر است؛ این را باید ما تامین بکنیم.”
اما محل نزاع این است که چگونه میتوان یک نظام سیاسی قدرتمند
در درون یک کشور ساخت؟ پاسخ به این پرسش به جدایی راهها منتهی خواهد شد.
به گمان آیتالله خامنهای این امر محصول اتحاد مردم، عدم اختلاف زمامداران، به کار گرفتن عقل و معنویت و حرکت و عمل است. همینطور، رشد علم، محور قرار دادن تولید داخلی، نگاه خوشبینانه به استعداد بومی کشور و “به وسیله ساخت و مدیریّت درست اقتصادى.”
در سخنان فراوان او در این زمینه، هیچ ذکری از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر نمیرود. در مقاله “نرمش قهرمانانه خامنهای و واکنش اوباما” نشان داده شده که الگوی او “چین اسلامی”
است، اما در همان جا توضیح داده شد که چین در شرایطی استثنایی “چین” شد و
آن شرایط اینک برای تبدیل ایران به “چین اسلامی” وجود ندارد.
قدرت بینظیر احمد خمینی در دوران رهبری پدرش فراموش ناکردنی است. برای اثبات این مدعا کافی است که فقط به خاطرات هاشمی رفسنجانی (۶۸- ۵۸) و آیتالله منتظری نگاهی بیندازیم.
چرا این احتمال را در نظر نگیریم که رفتن به دنبال چنان الگو و
راهی، ممکن است به جای “قدرتمند شدن”، فقط و فقط مفاسد و رذایل نظام بسته
سیاسی چین را نصیبمان سازد؟ به سه مورد زیر بنگرید:
یکم- چرخش قدرت در جمهوری اسلامی: جمهوری اسلامی دارای
انتخابات و رقابت میان خودیها است. کارنامه جمهوری اسلامی حاکی از ۳۴ سال
جنگ قدرت است. اما اگر تحلیلگری ادعا کند که رقابت و چرخش قدرت میان “هزار فامیل” است، پر بیراه نگفته است. یعنی میتوان نشان داد که همه- مستقیم و غیرمستقیم- فامیل شدهاند. عزل و نصبها تابع “فامیل بازی” و “تیولداری” است، نه شایستهسالاری.
اخیراً که هاشمی رفسنجانی کوشش فراوانی به خرج داد تا محسن
هاشمی را شهردار تهران کند، این امر اختلافات زیادی پدید آورد و به اخراج
یک عضو یکی از احزاب اصلاحطلب منتهی شد (رجوع شود به مقاله “اصلاحطلبان و هاشمی رفسنجانی؛ دنبالهروی یا ائتلاف“).
به هر حال هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد اسلامی را پس گرفت و محسن هاشمی
معاون عمرانی دانشگاه آزاد شد تا مشکل فقدان مقام حکومتی داشتن فرزند او حل
شود.
حالا محسن هاشمی با تواضع تمام می گوید:
“به این دلیل که دانشگاه آزاد هم به نوعی خدمت به مردم محسوب میشود و
تجربیاتم در مترو میتوانست در پیشبرد مسائل عمرانی این دانشگاه موثر باشد،
بنابراین این پیشنهاد را پذیرفتم و معتقدم دانشگاه آزاد خیلی مهمتر از
شهرداری است.”
الف- میتوان سخن را با آیتالله خمینی آغاز کرد. قدرت
بینظیر احمد خمینی در دوران رهبری پدرش فراموش ناکردنی است. برای اثبات
این مدعا کافی است که فقط به خاطرات هاشمی رفسنجانی (۶۸- ۵۸) و آیتالله
منتظری نگاهی بیندازیم. آیتالله اشراقی- داماد آیتالله خمینی- هم نقش
مهمی در آن دوران داشت. محمود بروجردی- داماد دیگر آیتالله خمینی- قائم
مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران وزارت خاتمی بود و ریاست موسسه
مطالعات فرهنگی و تاریخی را با صدها استاد برجسته در اختیار داشت. حالا اگر
ازدواجهای فرزندان و نوههای آیتالله خمینی را دنبال کنیم، باز هم به
نکات جالبتری خواهیم رسید. ازدواج محمدرضا خاتمی با فرزند آیتالله اشراقی
از آن جمله است.
سید حسن خمینی با فرزند آیتالله بجنوردی (عضو سابق شورای
عالی قضایی و عضو مجمع روحانیون مبارز) ازدواج کرده و برادرش، سید یاسر
خمینی با دختر سید محمد صدر (معاون سابق وزارت کشور) ازدواج کرده است.
خاندان آیتالله خامنهای از جمله برادران و پسرانش نیز نقش مهمی در جمهوری اسلامی داشته و دارند. برادران و خواهرزادههای خاتمی نیز مسئولیتهای مهمی در نظام داشتهاند.
ب- خاندان آیتالله خامنهای نیز نقش مهمی در جمهوری اسلامی داشته و دارند:
برادرانش: آیتالله محمد خامنهای (عضو مجلس خبرگان قانون
اساسی، نماینده مجلس شورای اسلامی دوره اول و دوم، رئیس بنیاد ایرانشناسی
به حکم محمود احمدینژاد، و…)، هادی خامنهای (نماینده سابق مجلس، مدیر
مسئول روزنامه جهان اسلام) و حسن خامنهای (عضو کارگروه پیشگیری و مبارزه
با رشوه در صنعت نفت، عضو اصلی هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات ادارای کارمندان
وزارت نفت، عضو شورای نظارت بر نمایش آثار سینمایی در دوران احمدینژاد و
علی جنتی). خواهرش بدری حسینی همسر شیخ علی تهرانی است.
فرزندانش: مجتبی (داماد غلامعلی حداد عادل)، بشری، هدی، میثم و
مصطفی (داماد آیتالله خوشوقت یکی از صادرکنندگان حکم قتلهای زنجیرهای،
فرزند آیتالله خوشوقت مدیرکل مطبوعات خارجی در زمان خاتمی بود)، مسعود
(داماد آیتالله خرازی، صادق خرازی برادر همسر اوست و کمال خرازی وزیر
خارجه خاتمی عموی خانم مسعود است). یکی از دختران خامنهای عروس محمدی
گلپایگانی، رئیس دفتر خامنهای است.
پ- اکبر هاشمی رفسنجانی: نقش برجسته هاشمی رفسنجانی و مسئولیتهای متعدد او نیازمند توضیح نیست.
برادر: محمد هاشمی (رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ۷۳-۶۳،
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس دفتر هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت
نظام).
فرزندان: محسن (رئیس بازرسی ریاست جمهوری در دوران هاشمی،
رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو هیأت مدیره صنایع دفاع، ۱۳سال رئیس
هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت متری تهران)، مهدی (عضو هیأت امنا و رئیس مرکز
تحقیقات دانشگاه آزاد، دارای مسئولیتهایی در وزارت نفت از جمله ریاست
سازمان بهینهسازی مصرف سوخت)، یاسر (مشاور اقتصادی فدراسیون فوتبال در
زمان ریاست دادکان، همکاری با غلامرضا فروزش- وزیر جهاد ساندگی- در زمینه
خودکفایی صنعت پنیر، نماینده هاشمی در بسیاری از جلسات از جمله هیأت امنای
دانشگاه آزاد اسلامی)، فائزه هاشمی (نماینده مجلس پنجم، مدیر مسئول روزنامه
زن، رئیس فدراسیون اسلامی ورزش زنان) و فاطمه هاشمی (از اعضای مؤسس حزب
اعتدال و توسعه، رییس سابق فدراسیون ورزشی بیماران خاص).
هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد اسلامی را پس گرفت و محسن هاشمی معاون عمرانی دانشگاه آزاد شد تا مشکل فرزند او در نداشتن مقام حکومتی حل شود.
حسین مرعشی (پسرعموی همسر هاشمی رفسنجانی)، استاندار کرمان،
نماینده مجلس پنجم و ششم، رئیس دفتر هاشمی در دوران ریاست جمهوری، معاون
رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دوران خاتمی بود.
علی هاشمی بهرمانی- برادرزاده هاشمی رفسنجانی- هم مسئولیتهای
مهمی داشته و از جمله از سوی هاشمی در مذاکرات محرمانه با دولت آمریکا
(داستان مک فارلین) حاضر بوده است.
حجتالاسلام حسن هاشمیان- پسرعمو و شوهر خواهر هاشمی
رفسنجانی- نیز امام جمعه رفسنجان بود. فرزند هاشمیان با فرزند آیتالله
صدوقی ازدواج کرده است.
ت- سید محمد خاتمی: خاتمی و احمد خمینی با دو دخترخاله خاندان صدر ازدواج کردند. سید محمد صدر پسر خاله آن دو دخترخاله است.
برادران: محمد رضا خاتمی (نماینده مجلس ششم، دبیرکل سابق جبهه
مشارکت) که با زهرا اشراقی ازدواج کرده و دخترش همسر پسر صادق خرازی است.
علی خاتمی طی سالهای ۸۴-۱۳۸۰ رئیس دفتر رئیس جمهور شد. نکته
جالب این بود که آیتالله خامنهای در ۵/۶/۱۳۸۰ در دیدار با هیأت دولت
خاتمی گفت: “من، هم زمان ریاستجمهورى آقاى هاشمى این نکته را به ایشان
گفتم، هم به آقاى خاتمى عرض کردم. به ایشان گفتم آقاى على خاتمى (برادرتان)
را براى بازرسى بگذارید، که ایشان هم گذاشتند و چقدر هم خوب بود. باید
نزدیکترین آدمها (خاطرجمع و صمیمى) را براى کار بازرسى گذاشت تا انسان
ببیند چه مىگذرد؛ یعنى غیر از گزارشى که از طریق معمول مىآید، اطلاع
دیگرى هم وجود داشته باشد.”
دولت احمدینژاد که رفت، هاشمی رفسنجانی موفق شد تا بسیاری از مدیرانش را دوباره بر سر کار آورد. او در حال ایفای نقش “پدرخوانده” دولت حسن روحانی است.
پس از پایان دوران ریاست جمهوری خاتمی، علی ریاست دفتر خاتمی در بنیاد باران را بر عهده دارد.
محمد رضا تابش- خواهر زاده خاتمی (رئیس دفتر آیتالله خاتمی پدر محمد خاتمی، ۴ دوره نماینده مجلس از اردکان).
علیرضا تابش- خواهرزاده خاتمی- (مشاور وزیر ارشاد اسلامی،
مدیرکل حوزه وزارتی و روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیر
هماهنگی امور یادمانهای روسای جمهور در سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مدیر
موزه و یادمان ریاست جمهوری، مشاور رییس موزه ملی قرآن کریم، مشاور رییس
کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران، عضو هیات نظارت بر انجمنهای
دوستدار میراث فرهنگی، عضو هیات امنای انجمن سینمای جوانان ایران) اخیراً
با حکم محمدعلی نجفی معاون رئیس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع
دستی و گردشگری به عنوان مشاور رئیس و مدیرکل حوزه ریاست و دبیر شورای
معاونان منصوب شد.
ث- محمود احمدینژاد: برادرش، داوود احمدینژاد را به عنوان
رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری منصوب کرد. همچنین فرزندش و دامادش
مسئولیتهایی عهدهدار شدند.
ج- حسن روحانی: اسماعیل سماوی- خواهرزاده روحانی- به عنوان
مشاور رئیس دفتر رئیس جمهور، رئیس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری،
سرپرست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری منصوب شد.
عبدالحسین فریدون- برادرزاده روحانی- مشاور وزیر و مدیر کل
دفتر وزارتی وزارت علوم و علی اصغر مونسان- خواهر زاده روحانی- مدیر عامل
منطقه آزاد کیش منصوب شد.
حسین فریدون- برادر حسن روحانی هم فرد قدرتمندی است. تا آنجا
که در نشست تیم مذاکره کننده هستهای ایران با وزرای ۵+۱ در نیویورک حضور
داشت. او پیش از این، به مدت ۸ سال سفیر ایران در مالزی و سالها به عنوان
یکی از اعضای هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل فعالیت کرده است.
۳۴ سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته است. آیتالله خامنهای دائماً از پیشرفتهای چشمگیر و تربیت نسلی نو سخن گفته و میگوید. اما هیچ نشانی از حضور آن همه متخصص در نظام سیاسی نیست. پس آنان درس خوانده و به سرمایه ملی تبدیل شدهاند تا در کجا هزینه شوند؟
چ- خاندان لاریجانی: صادق لاریجانی داماد آیتالله وحید
خراسانی، عضو فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، عضو مجمع تشخیص مصلحت
نظام، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو شورای عالی امنیت ملی و…
علی لاریجانی داماد آیتالله مطهری، رئیس سابق صدا و سیمای
جمهوری اسلامی، دبیرشورای عالی امنیت ملی در دوران احمدینژاد، رئیس مجلس
هشتم و نهم، و دهها پست مهم دیگر.
محمدجواد لاریجانی، قائم مقام وزرات خارجه در دوران ولایتی،
نماینده مجلس در دورههای دوم و چهارم و پنجم، دبیر ستاد حقوق بشر قوه
قضائیه.
باقر لاریجانی، رئیس اسبق دانشگاه علوم پزشکی تهران. پس از
تصاحب دوباره دانشگاه آزاد اسلامی توسط هاشمی رفسنجانی و طرح موضوع در
مجلس، برای حل مسئله، باقر لاریجانی به عنوان قائم مقام رئیس دانشگاه در
امور پزشکی و رئیس شورای راهبردی علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی منصوب شد.
درست به همان ترتیبی که حسن روحانی وزیر کشور دولت خود را به علی لاریجانی
تقدیم کرد تا مشکل رأی اعتماد کابینه اش را حل کند.
علی مطهری- فرزند آیتالله مرتضی مطهری- نماینده مجلس، برادر همسر علی لاریجانی است.
ح- آیتالله جنتی عضو شورای نگهبان قانون اساسی. وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی دولت روحانی به علی جنتی- فرزند آیتالله جنتی- سپرده شد.
حسامالدین آشنا- داماد آیتالله دری نجف آبادی- معاون بخش التقاط وزارات
اطلاعات بود و اینک در دولت حسن روحانی چندین پست گرفته است. اگر مجلس
توفیقی را به عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی نپذیرد، به احتمال زیاد، دکتر
تخشید- داماد آیتالله محمد یزدی- به عنوان وزیر به مجلس معرفی خواهد شد.
این فهرست را همچنان میتوان ادامه داد و روابط “هزار فامیل”
جمهوری اسلامی را به دقت آشکار کرد. دولت احمدینژاد که رفت، هاشمی
رفسنجانی موفق شد تا بسیاری از مدیرانش را دوباره بر سر کار آورد. او در
حال ایفای نقش “پدرخوانده” دولت حسن روحانی است.وقتی آزادی نباشد،
دولت پاسخگو نخواهد شد و رشد عظیم فساد کمترین آفت آن است. رقابت میان
فامیلها و حتی جنگ قدرت میان آنان نیز نوعی رقابت است، اما نه رقابت
دموکراتیک میان “شهروندان برابر و آزاد”.
دوم- فسادهای بزرگ: این سیستم به شدت فسادآفرین است.
اتصال به دولت سادهترین راه دستیابی به ثروتهای بیکران است. صادق محصولی و
بابک زنجانی دو مصداق این مدعایند که چگونه میتوان از طریق رانتخواری
ثروتمند شد (رجوع شود به مقالههای “دولت فاسد و دانشگاه پولشویی آیتالله خامنه ای” و “فساد در مدار ولایت“).
به یک نمونه کوچک رانت خواری
توجه کنید. کل بودجه “مرکز گسترش سینمای مستند تجربی” برای یک سال ۱۲
میلیارد تومان بوده است که ۹۰ درصد آن- یعنی ۱۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون
تومان- به سه پروژه “لاله”، “شهابی از جنس نور” و “رنج سرمستی” اختصاص
یافته است. همچنین فیلم “شهید بازسازی” به کارگردانی فرزند جواد شمقدری در
هم ردیف است. مرکز یاد شده می بایست با ۱۰ درصد باقی مانده هزینه کل طرح ها
و حقوق پرسنل خود را پرداخت کند. در عین حال، اتمام “لاله” نبازمند ۵
میلیارد تومان دیگر است.
در نظامی که فقط و فقط “خیلی خیلی خودی ها” قادر به تأسیس
دانشگاه اند، محمود احمدی نژاد با استفاده از موقعیت ریاست جمهوری در آخرین
روزها برای تأسیس دانشگاه در تهران مجوز گرفت. بعد هم در این شرایط بحرانی
اقتصادی، از حسن روحانی درخواست ۵۰ میلیارد تومان کمک کرده است.
وقتی آزادی نباشد، دولت پاسخگو نخواهد شد و رشد عظیم فساد کمترین آفت آن است. رقابت میان فامیلها و حتی جنگ قدرت میان آنان نیز نوعی رقابت است، اما نه رقابت دموکراتیک میان “شهروندان برابر و آزاد”.
سوم- حضور نظامیان در سیاست و اقتصاد: قدرت شگرف
اقتصادی و سیاسی سپاه و بسیج امری غیرقابل کتمان است. احمد توکلی- نماینده
اصولگرای مجلس- با این میزان دخالت سپاه در اقتصاد مخالف است. اما او گفته است
که کمتر از ۱۰ درصد اقتصاد در دست سپاه پاسداران قرار داد. با این همه، او
مدلی شبیه مدل استفاده ژنرال پینوشه از نظامیان در حوزه اقتصاد در شیلی را
برای ایران تجویز میکند: “من از یک زاویه از حضور نظامیان در اقتصاد دفاع
هم کردهام. قانون اساسی میگوید ظرفیت تولیدی نیروهای نظامی در زمان صلح
نباید بیکار بماند و باید در روند سازندگی و توسعه دخالت داشته باشد. یک
وقت ما این دخالت را جوری ترجمه میکنیم که این اتفاق میافتد که اینها
فعالیت اقتصادی انتفاعی میکنند. یک وقت اینجور است و بانک میزنند، شرکت
پیمانکاری میزنند و مشابه اینکه الان به این مسیر میرویم. یک وقت مثل
بعضی از کشورها ارتششان را (در خدمت تولید درمی آورند) پینوشه که ما به
هزارویک دلیل با او خوب نیستیم، از ارتشاش اینطور استفاده کرد و کار درستی
بود.”
مستقل از این که مدل پینوشه خوب است یا بد، نظامیان باید به
وظایف حرفهای خود که در درجه اول حفاظت از مرزهای ملی در برابر دشمنان
خارجی است بپردازند، نه این که وارد سیاست و اقتصاد شوند. نظامیان میبایست
تحت نظر سیاستمداران غیرنظامی منتخب کار کنند. دخالت سپاه در سیاست مخرب
بوده و آن چنان صدای اعتراض همه را بلند کرده که آیتالله خامنهای در
۲۶/۶/۹۲ خطاب به فرمانده کل سپاه گفت: “نمی خواهم بگویم این پاسدارى به معناى این است که در همه عرصهها – عرصه علمى، عرصه فکرى، عرصه فرهنگى، عرصه اقتصادى – سپاه باید بیاید پاسدارى کند؛ نه، منظورم این نیست… لزومى ندارد حتماً سپاه در عرصه سیاسى برود به پاسدارى بپردازد، امّا باید عرصه سیاسى را بشناسد”.
اگر به همین یک فرمان عمل میشد، بسیاری از مشکلات و مسائل
رفع و حل میشدند، نه این که درست چند روز بعد برخی از فرماندهان سپاه
درباره گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما اظهار نظر کرده و با آن مخالفت
کنند.
نتیجه: دولت و حکومت قدرتمند در جهان امروز، محصول
آرای آزادنه مردم و رضایت آنان است. بدون دموکراتیزه کردن جامعه و ساختار
سیاسی، بدون آزادی و بدون رعایت حقوق بشر نمیتوان جمهوری اسلامی را در سطح
بینالمللی قدرتمند کرد. آزادی کلیه زندانیان سیاسی، رفع حصر از رهبران
جنبش سبز، آزادی رسانهها، احزاب و نهادهای مدنی؛ شرط لازم “تقویت ساخت
درونی نظام” است.
وقتی آزادی نباشد، دولت پاسخگو نخواهد شد و رشد عظیم فساد
کمترین آفت آن است. رقابت میان فامیلها و حتی جنگ قدرت میان آنان نیز نوعی
رقابت است، اما نه رقابت دموکراتیک میان “شهروندان برابر و آزاد“. پذیرش ایده “شهروندان برابر و آزاد” و گشودن راههای قدرتمند شدن آنان، مهمترین راه قدرتمند سازی نظام سیاسی از درون است.
۳۴ سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته است. آیتالله خامنهای
دائماً از پیشرفتهای چشمگیر و تربیت نسلی نو سخن گفته و میگوید. اما هیچ
نشانی از حضور آن همه متخصص در نظام سیاسی نیست. پس آنان درس خوانده و به
سرمایه ملی تبدیل شدهاند تا در کجا هزینه شوند؟ چرا این سرمایههای ملی
باید از طریق فرار مغزها در اختیار دیگران قرار گیرند؟ با رقابت میان “هزار
فامیل” نمیتوان ایران را در قلمرو جهانی قدرتمند ساخت. “نظام مافیایی” و
“تیولداری” هم قدرت ساز است، اما برای عدهای انگشت شمار، نه یک دولت/ملت.
دسته بندیها: دیدگاه, زمینه و زمانه, سیاست
کلیدواژه ها: آیتالله بجنوردی, احمد خمینی, اکبر گنجی, تابش, خاتمی, خامنهای, رفسنجانی, لاریجانی, مطهری, هزار فامیل
http://www.radiozamaneh.com/103086#.UlgzRFJZJpg
کلیدواژه ها: آیتالله بجنوردی, احمد خمینی, اکبر گنجی, تابش, خاتمی, خامنهای, رفسنجانی, لاریجانی, مطهری, هزار فامیل
http://www.radiozamaneh.com/103086#.UlgzRFJZJpg


بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
چه كه زندگانى اين عزيزان گواه ومصداقى براين ابيات زيباى ملاى روم است كه كى فرمايد
دل برنكنم زدوست تا جان ندهم
ازدوست به يادگار دردى دارم
كان درد به صدهزاردرمان ندهم
گوی که از غمه فراغ اوست
هر چند که در نهانم سوزم
تا به وصال جانانم نرسم سوزم.
فنود در بیرجند
Dar entezaare roozy ke vahdat dar kesrat mardoman ra ba ishgh va mohabbat
yagane konad………Ishgh hasty ghabool nakonad va saltanat nakhahad
بعضی از قسمتهای واقعه جانکاه فوق با واقعیت فاصله دارد ،تقاضا دارم هر کدام از دوستان در سایتها و….که این واقعه را مطالعه کردند نسبت به تصحیح آن اقدام فرمایند.
-نوک روستای کوچکی است در 30 کیلومتری شهرستان بیرجند واقع در استان خراسان جنوبی.
اول آذرماه،شب هنگام شکر نسا ومحمد حسین معصومی در منزل مشغول بادام شکستن بوده اند (در چند سال پیش در روستاها بادامهایی را که در شهریور جمع آوری میکردند در زمستان با چکش میشکستند تا مغزش را به فروش برسانند) از آنجایی که صبح روز بعد که داماد بزرگشان به منزل رفته استکانهای پرچای کف اتاق بوده حدس زده میشود ابن دو عزیز مشغول چای خوردن بوده اند.
اواخر شب محمد حسین میرود که به گوسفندها و گاو سری بزند وارد آغول که میشود احساس میکند افرادی پشت بام هستند وبه او حمله ور میشوند ،محمد حسین به طویله گاو پناه می بردو با بیلی درب رااز پشت محکم میکند .در طویله گاو سوراخ بزرگی بوده که به کوچه راه داشته ،محمد حسین تصمیم میگیرد از این سوراخ فرار کند اما غافل از اینکه دو انسان از خدا بی خبر،هر کدام در بک طرف به کمین او نشسته اند همین که سرش را از سوراخ بیرون می آورد سه ظربه با نیش کلنگ بر سر او وارد میکنند به طوری که خون بر دیوار منزل روبه رویی می پاشد، محمد حسین هنوز تلاش میکرده جانش را نجات دهد به طوری که روز بعد جای دستهای خون آلود او بر روی دیوار همسایه بوده که قصد داشته از آن طریق به همسایه پناه ببرد ، بعدظالمین تن نیمه جان محمد حسین را چند قدم جلوتردر انبار هیزمی که مال برادر مسلمانش بوده ،می اندازند وآتش میزنند .همین طور که او در سوز بود ظالمین فریاد میزنند حالا به بها ءلله یت بگو تو را نجات دهد.جسد سوخته محمد حسین را به طنابی بسته و کشان کشان ده متر جلو تر در گودالی می اندازند ومجددا آتش میزنند .
نحوه شهادت شکر نسا
-از آنجا که افرادی که در شهادت این دو عزیز دست داشته اند 5نفر بوده اند این طوربه نظر میرسد که3نفر به سراغ محمد حسین میروند و2 نفر دیگربه سراغ شکر نسا.(افرادی که منزل را محاصره داشته ومواظب اوضاع بوده اند خیلی بیشتر از این بوده ولی افرادی که محمد حسین وشکر نسا را به دست خود به شهادت رساندند 5نفر بوده اند.)
شکر نسا از همه جا بی خبر مشغول بادام شکستن بود که نا گهان چند نفر مرد نقاب پوش وارد اتاق می شوندوآنقدر اورا روی پوستهای بادام میدوانند که کف پاهایش از پوستهای بادامی که در پا فرو رفته بود پر بوده.
شکر نسا را با طناب میبندندودر راهرو جلوی درب همان اتاق ،انباری از هیزم از پشت بام آورده وبا نفتی که از چراغ خالی میکنند،آتشی بر پا میکنند وشکر نسا را در آن می اندازند. اتاق را نیز آتش میزنند ،وقتی طناب پیچیده شده به دور شکر نسا میسوزد این شیر زن بلند شده وآتش اتاق را خاموش میکند (چون پرده ها وفرشهای اتاق نیمه سوز بوده)وپالتوی شوهرش را به تن میکند وبه قصد پیدا کردن همسرش از خانه بیرون میرود .
به خانه همسایه رفته ودرب را میکوبد، کودکان خانه وقتی تن سوخته شکر نسا را میبینند میترسند وعقب میروند، سراغ محمد حسین را میگیرد آنها اظهار بی اطلاعی میکنند مرد همسایه پشت بام رفته وچند دفعه محمد حسین را صدا میزند ولی جوابی نمی شنود برمی گردد وبه شکرنسا میگوید این جاها که نیست .شکر نسا چراغ فانوسی را از آنها گرفته ویکه وتنها به دنبال شوهرش میگردد جسد سوخته محمد حسین را در گودال پیدا میکندو شروع به جزع و فزع میکند ،انسانهای پست تر از حیوان از ترس اینکه مبادا شکر نسا آنها را شناخته باشد این زن تنهارا دوباره به خانه برده وآنقدر ضرباتی بر تن نازنین او وارد میکنند که نیم تنه چپ او فلج میشود وزبان او را نیز میکشند تا دیگر قادر به تکلم نباشد.
صبح روز بعد به دختر محمد حسین ،که در روستای مجاور نوک زندگی میکند، خبر میدهندکه خانه پدر ومادرش را آتش زده اند داماد محمدحسین سراسیمه خودش را به نوک میرساند ولی میبیند اثری از آتش سوزی نیست از پشت درب حیاط صدای ناله را میشنود داخل منزل رفته وشکرنسا را در حالی که یک پتو دورش پیچیده شده بود وبه دیوار اتاق تکیه داشت وآب از بدنش سرازیر شده بود، پیدا میکند.
دامادش به زبان محلی چند دفعه میگوید” جده”ولی شکر نسا قادر به پاسخ نمی باشد و فقط اشک از چشمانش سرازیر میشود.
دختر شکر نسا مادرش را با اتوبوس به بیمارستان بیرجند میبرد(توی راه تمام ناخنهای شکرنسا میریزد)بعد از یک هفته(7آذر ماه) در بیمارستان روح پاک شکرنسا به ملکوت اعلی صعود میکند.
محمد حسین حین شهادت 62 سال وشکرنسا 52 سال داشته اند.شهادت محمد حسین در تاریخ اول آذزماه سال 1359وشهادت شکرنسا در هفتم آذر ماه 1359 واقع گردید.