Thursday, February 16, 2017

وقایع حظیرة القدس طهران در سال 1334 / مسجد غصبي بنام مسجد آيت الله خامنه اي، در محل حظيرة القدس بهائيان، واقع ، در حوزه هنري طهران، در تاريخ 16 تيرماه 1392 مطابق با 28 شعبان 1434 افتتاح گرديد


free stat counter



وقایع حظیرة القدس طهران در سال 1334
حجم 21.67 MB
وقایع حظیرة القدس طهران در سال 1334




BahaiLib.com

http://behnazar.blogspot.com/2017/02/1334-16-1392-28-1434.html


______________________________________________________________________________


 مسجد در محل حظيرة القدس طهران


مسجد غصبي بنام مسجد آيت الله خامنه اي، در محل حظيرة القدس بهائيان، واقع ، در حوزه هنري طهران، در تاريخ 16 تيرماه 1392 مطابق با 28 شعبان 1434 افتتاح گرديد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------     
حظيرة القدس بهائيان ، و تخريب وغصب آن ، توسط جمهوري اسلامي ايران، و احداث و افتتاح مسجد غصبي در آن ، بنام " مسجد آيت الله خامنه اي "



حظيرة القدس بهائيان ، و تخريب وغصب آن ، توسط جمهوري اسلامي ايران، و احداث و افتتاح مسجد غصبي در آن ، بنام " مسجد آيت الله خامنه اي "


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

غصب = بزور گرفتن- تجاوز به عنف كردن - به ستم گرفتن -  شيئ يا مال بزور گرفته شده


غصب عبارت است از تسلّط جابرانه بر مال یا حق دیگری

غصب از گناهان کبیره و از بدترین انواع ظلم است که عقل و شرع (کتاب، سنت و اجماع) بر زشتی آن اتفاق نظر دارند.

در روایتی از پیغمبر اکرم صلوات الله علیه آمده است :
«... هر کس در مورد یک وجب زمین به همسایه خود خیانت کند (آن را غصب کند)، خداوند آن را از طبقه هفتم زمین، مثل طوق به گردنش می‏اندازد تا در قیامت، خدا را با همان حالت ملاقات کند، مگر (این که در دنیا) توبه کند و برگردد (صاحب زمین را راضی نماید). »

http://www.wikifeqh.ir/%D8%BA%D8%B5%D8%A8

 غصب، يعنى انسان از روى ظلم بر مال و يا حق كسى مسلّط شود، غصب يكى از گناهان بزرگ است و اگر كسى مرتكب آن شود، در قيامت به عذابى سخت گرفتار ميشود، از حضرت پيامبر(ص) روايت شده است: (هركس، يك وجب زمين از ديگرى غصب كند، در قيامت آن زمين را از هفت طبقهٴ آن مانند طوق، به گردن او مي اندازند

http://www.shirazi.ir/rflo/imam_resalah/moamalat/gasb/1.htm

----------------------------------------------------------------------------------

http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2091777#ad-image-0

http://www.iranpressnews.com/source/152083.htm


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حظيرة القدس = بهشت – جنت
اين نام را حضرت ولي امرالله  در توقيع مبارك تموز 1925 براي محل تجّمع و مشورت و ملاقات احباء و تشكيل مجالس و محافل، انتخاتب و اطلاق فرمودند.

حكيم سنائي گويد :

همه مستغرق جمال قدم
 فارغ از نقش عالم و آدم
عندليبان گلشن انسند
 ساكنان حظيرة القدسند
هرچه در صحن آن مكان دارد
تا به سنگ و كلوخ جان دارد




-------------------------------------------------------------------------------------------------------

   اسناد و سوابق موجود از سال 1334 شمسي




روزنانه اطلاعات، شنبه 16 ارديبهشت ماه 1334




فلسفي در حال كلنگ زدن به مكان حظيرة ‌القدس




فلسفي بعد از كلنگ زدن به مكان حظيرة ‌القدس




باتمانقليج در حال تخريب حظيرة ‌القدس



باتمانقليج در حال كلنگ زدن به حظيرة ‌القدس




تخریب حظيرة  القدس در زمان محمدرضا شاه پهلوی




از امروز تخريب حظيرة القدس  شروع شد








انتقاد سليمان انوشيرواني* صاحب امتياز و مدير مسئول روزنامه سحر از فلسفي. سه شنبه 26 ارديبهشت ماه 1334 -17 مه 1955 - 24 رمضان 1374 ( بريده ها ي روزنامه يكجا جمع شده است)

خطاب به رهبري معظم انقلاب، علماي اعلام، نمايندگان محترم ولي فقيه، ائمه جمعه 
خطاب به رهبر معظم و فرمانده كل قواي جمهوري اسلامي ايران جناب سيد علي خامنه اي
خطاب به رئيس جمهور محترم ايران جناب حسن روحاني
خطاب به فرماندهان ارشد نيروهاي مسلح ايران
خطاب به فرماندهان نیروهای پنجگانه سپاه پاسداران
خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي
خطاب به نمايندگان شورا هاي استان
 
    سليمان انوشيرواني*:
آقاي فلسفي! به جنابعالي عرض ميكنم

اشهد ان لا اله الا الله. اشهد ان محمد رسول الله.

آقاي فلسفي!
بخدا قسم من هم مسلمانم من هم مثل شما آرزو و علاقه دارم كه اسلام عالم گير شود، در دنيا ديني جز دين اسلام حكومت نكند، و بانگ الله اكبر در اقصي نقاط دنيا، در قلب جنگل هاي افريقا و بر فراز كنگره آسمان خراش هاي آمريكا طنيين انداز شود .
بخدا قسم نام پيغمبر(ص) و دخترش فاطمه(ع) و دامادش علي(ع) و نوه هايش حسن(ع) و حسين(ع) و بسياري از مظاهر ديگر اسلا م در روح من تأثير ميكند و اذان محمدي در سفيده صبح  و در شامگاهان روح مرا تكان ميدهد. كلمه " الله اكبر" 1350 سال عبوديت و ركوع و سجود مليون ها مردم مسلمان را به درگاه خدا در نظرم مجسم نموده و نشاط غير قابل وصفي در دلم ايجاد ميكند.
 باز هم به خداوند سوگند اگر راهي را كه شما براي تقويت دين اسلام پيش گرفته و مصلحت تشخيص داده ايد بنظر من هم براي ترقي و تعالي اسلام مفيد بود به دنبال شما تا پاي مرگ و جان هم ميآمدم اما چه كنم، خدا كند كه اشتباه كرده باشم ولي چه كنم، من هم عقيده اي دارم و به عقيده خودم هم ايمان دارم و بطوري كه مي بينيد تا پاي جان هم بر عقيده ام استوارم و راهي را كه آن جناب  براي ترقي و تعالي اسلام مفيد تشخيص داده ايد علاوه بر آنكه من مفيد نميدانم متأسفانه آن را براي ترويج اسلام مضر ميدانم.
آقاي فلسفي!
شايد شما هنوز به تأثير كلام خود بخوبي پي نبرده ايد، ميدانيد آهنگ گيرا و شور كلمات شما با روح آدمي چكار ميكند، چه تلاطم و التهابي ايجاد مينمايد، يكمرتبه آدمي را از جا تكان ميدهد.
اما با اين همه تأثير نتوانسته است مرا از اين حبل المتين كه در دست دارم جدا كند و راهي جز آنكه تعليمات اسلام بر نهادم گذاشته است پيش گيرم، شايد اين هم از معجزات دين مقدس محمد بن عبدالله(ص) پيغمبر بزرگ اسلام است.
آقاي فلسفي!
دين اسلام حاجت به چماق و تكفير و زجر و شكنجه و شكستن سر و بيل و كلنگ  و خرابي حظيرة القدس ها ندارد، دين اسلام دين عدالت و انصاف و مروت و بزرگي  و از خود گذشتگي است، دين، آزادي روح و فكر و روشني دل است.
اين نور حقيقت و روشنائي ابدي براي خود، در دل ها و روح ها، جا باز ميكند و پرتو مي افكند احتياج به شمشير و تفنگ و مسلسل و فرياد ندارد .
 شما بنام دفاع از اسلام، مبارزه در پيش گرفته ايد  اين مبارزه تا آنجا كه از حدود مروّت و انصاف و عدالت كه احكام دين اسلام است و از صفات بارز پيشوايان اسلام بوده است تجاوز نكند مقدس و قابل اطاعت است، تا آنجائي كه با منطق و دليل و ايمان توام است شنيدني و اطاعت كردني است اما آنجا كه پاي زور و فشار و اختناق فكر و عقيده، چماق و تحريك و قتل و كشتار پيش آيد نه من بلكه هيچ مسلمان حقيقت بين موافق نيست.
آقاي فلسفي!
شما از بالا نگاه ميكنيد، شما مرد روحاني متعصب و حادّي  هستيد، در بين مردم نيستيد، كسي با شما خودماني نيست، كسي جرأت ندارد كه روح اجتماع امروز ايران را در جلو نظر شما تشريح كند، كسي شهامت ندارد شما را با خود به ميان مردم، بين كساني كه آنچه در دل دارند و جرأت نميكنند ابراز نمايند، ببرد و از كنه حقايق فكري آنها مستحضر نمايد.
اما من اين كار را ميكنم، من شما را خدمتگزار دين ميدانم و اختلاف سليقه و طرز فكر من مانع اين نيست كه شما را روشن نكنم.
آقاي فلسفي!
ايران امروز و دنياي امروز و مسلمان امروز با دويست سال پيش فرق دارد، مردم باسواد آن چندين برابر شده است، كتاب خوانده اند، تاريخ خوانده اند، از همه بد تر، گذشته هاي تلخ، از سياست هاي شوم اجنبي خاطره هاي دردناك براي آنها باقي گذاشته، حكومت مشروطه كه دو پيشواي روحاني علمدار آن بودند علاقه به آزادي، آزادي روح، آزادي فكر را در روح مردم سرشته است. امروز از تاريخ گذشته عبرت گرفته هر عملي را كه مخالف آزادي عقيده و فكر باشد و يا هر عملي كه با زور و دور از منطق باشد محكوم ميدانند.
باور كنيد، اكثريت قريب به اتفاق مردم، مسائل را به اين صورت قضاوت ميكنند ، آنچه من در اجتماع مي بينم از زارع ساده  و باربر ميدان كه پاي منبر شما نشسته و صلوات تكرار ميكنند تا آن دكتر دانشگاه ديده، در اين فكر و عقيده و ايمان وحدت نظر دارند و از هر عملي و در هر سخني كه هدف آن زور و محدوديت فكر و عقيده باشد، مشكوك و ناراضي و بدبين هستند.
همين عده، همين عده مردمي كه امروز ممكن است به نداي تكفير بهائي از جا برخيزند  و رو به خانه هاي بهائي ها بروند و قتل نفس كنند، از كار خود و از نتيجه آن راضي نيستند و باز هم كه ناچارم بگويم اين رويه زور و شكنجه، ايمان مسلم آنها را سست خواهد كرد.
آقاي فلسفي!
يك روز با لباس مبدل در ميان مردم گردش كنيد و اسرار دل آنها را جستجو نمائيد، ببينيد چه كار ميكنند چه عكس العملي نشان ميدهند، ببينيد اين رويّه تا چه اندازه خداي نكرده موجب سستي و تزلزل اركان ايمان اين مردم ميشود.
من نميخواهم آنچه ميگويند و فكر ميكنند روي كاغذ بياورم، دلم ميخواهد خود شما با گوش خود بشنويد و حس كنيد و ببينيد.
ميگويند: مگر دين و ايمان را بايد بزور و فشار بر مردم تحميل نمود؟
مگر دستگاه روحانيت با آن همه مجتهدين و علماي متبحّر و دانشمند، قادر نيست در راه تبليغ دين، با منطق و برهان به مبارزه برخيزد و احتياج به طومار نويسي مردم بيسواد دارد؟
ميگويند: مگر فرقه بهائي تازه پيدا شده؟ و حظيرة القدس تازه بنا شده؟ مگر بهائي تازه تبليغ كرده؟
چرا سي سال است پيشوايان روحاني نسبت به اين امر توجه ندارند و در اين موقع كه كشور در آستانه اصلاح است و منافع عده اي فاسد در خطر افتاده، مردم را به اين كار ها سرگرم ميكنند؟
ميگويند: اگر بنا به امر به معروف و نهي از منكر است چرا براي اجراي قانون منع مسكرات برداشته نميشود؟
چرا و چرا،  و خيلي از اين چرا ها.
آقاي فلسفي آن وقت به آنها چه جواب ميدهيد؟ و وقتي كه جواب قانع كننده نداديد، ميدانيد چه اثري در روح مردم ميكند؟
 و آيا در اين صورت حق با من نيست كه ميگويم دين اسلام دين حق است دين انصاف است و مروت، دين آزادي بخش است، بگذاريد اين دين روشنائي، با نور خود در قلب ها نفوذ كند و آن را با شائبه زور و فشار و قانون سست نكنيد.
آيا واقعاً حق با من نيست؟

سليمان انوشيرواني

----------------------------------------------------------------------------------
دكتر سليمان خان انوشيرواني *
دكتر سليمان خان انوشيرواني فرزند مرحوم قادر خان از طايفه فيض اله بيگي سقز در سال 1291  شمسي بدنيا آمد . تحصيلات تكميلي خود را در تهران ادامه داد و موفق به اخذ دكتراي حقوق از دانشگاه تهران شد و مدتها با درجه وكالت پايه يك در دادگستري مشغول بكار بود . و از روزنامه نگاران مشهور ايران بود ابتدا روزنامه كوه نور و سپس روزنامه سياسي سحر را  در تهران كه حاوي مطالب مهم سياسي و ديپلماتيك بود منتشركرد و يك دوره نيز نماينده مردم بوكان در مجلس شوراي ملي بود و سرانجام در 
.سال 1356  در تهران فوت و در زادگاهش كريم آباد سقز بخاك سپرده شد.:

----------------------------------------------------------------------------------


فلسفي - روزنامه سحر- سه شنبه 26 ارديبهشت ماه 1334




------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حظيرة القدس بهائيان ، و تخريب وغصب آن ، توسط جمهوري اسلامي ايران، و احداث و افتتاح مسجد غصبي در آن ، بنام " مسجد آيت الله خامنه اي "




Monday, November 21, 2016

Hبهاء خدا در بسم الله الرحمن الرحیم - تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله انصاری

بهاء خدا در بسم الله الرحمن الرحیم - تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله انصاری
1 – بسم الله الرحمن الرحیم :
 نزد اهل عرفان: ب، بهاء خدا و سین، سناء خدا و میم،  ملک خدا.
نزد اهل معرفت : ب، بهاء احدیت سین، سناء صمدیت، میم، مُلک الوهیت.  بهاء او قدیم، سناء او کریم، مُلک او عظیم . بهاء او با جلال، سناء او با جمال و ملک او بی زوال . بهاء او دلربا، سناء او مهر افزا ، مُلک او بی فناء.

-------------------------------------------------------------------------------

تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله انصاری



سوره 1 -  فاتحه – مکی – 7 آیه – جزو اول 


1 – بسم الله الرحمن الرحیم : نزد اهل عرفان : ب ، بهاء خدا و سین سناء خدا و میم ، ملک خدا.
نزد اهل معرفت : ب بهاء احدیت سین سناء صمدیت ، میم ملک الوهیت . بهاء او قدیم ، سناء او کریم ، ملک او عظیم . بهاء او با جلال ، سناء او با جمال و ملک او بی زوال . بهاء او دلربا ، سناء او مهر افزا ، ملک او بی فنا ء.
نزد اهل ذوق : ب بر با اولیاء، سین سر با اصفیاء ، میم منت بر اهل ولاء ، ب بر او با بندگان ، سین سر او با دوستان ، میم منت او با مشتاقان . اگر نیکی او نبودی ، چه جای تعبیه سر او بودی ؟ وگر منت او نبودی ، بنده را چه جای وصل او بودی ؟ . و بر درگاه جلال او چه محلی بودی ؟ گر مهر ازل نبودی بنده چگونه آشنای لم یزل بودی ؟
دنیا به نام خدا خوش است و عقبی به عفو او و بهشت به دیدار او ، در دنیا اگر نه پیغام و نام خدای بودی ، بنده را چه جای منزل بودی ، و در عقبی اگر نه عفو و کرمش بودی کا ر بنده مشکل بودی ، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز او بودی شادی درویش چه بودی؟ خدایا به نشان تو بینندگانیم ، به شناخت تو زندگانیم ، به نام تو آبادانیم ، به یاد تو شادمانیم ، به یافت تو نا زانیم ، مست از جام مهر تو مائیم ، صید عشق در دام تو مائیم

2-  الحمدلله : ستایش خدای مهربان ،کردگار روزی رسان ،یکتا در نام ونشان . خداوندی که ناجسته یابند . درنیافته شناسند و نادیده دوست دارند . قادر بی احتیال ، قیوم بی گشتن حال ، در ملک ایمن از زوال ، در ذات و صفات متعال ، لم یزل و لایزال . موصوف به وصف جلال . عزت قرآن به عجز بندگان گواهی داد و به کمال جلال و تقدس از ایشان نیابت کرد و خود را ثنا گفت و ستایش خود را به آنان بیاموخت و به آنان دستور داد وگرنه یارای چه کسی باشد که به چگونگی ستایش او پی برد ! ای سزاوار ثنای خویش و ای شکر کننده عطای خویش ، بنده به ذات خود از خدمت تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز. کریما گرفتار آن دردم که تو درمان آنی ، بنده آن ثنایم که تو سزای آنی ، من در تو چه دانم که تو خود دانی ، تو آنی که خود گفتی .بدان که حمد یا بر دیدار نعمت است یا بر دیدار منعم . آنچه بر دیدار نعمت است : طاعت وی به کار بردن و شکر او را بر میان بستن ، تا امروز در نعمت بیفزاید و فردا به بهشت رساند. و آنچه که بر دیدار منعم است : زبان حال جوانمردی است که او را شراب شوق دادند و با شرم او را با صاحب نعمت هم دیدار کردند تا از خود فانی شد،ذکرحق شنید، چراغ آشنایی دید ، اجابت لطف شنید ، توقع دوستی دید و به دوستی لم یزل رسید . این جوانمرد نخست نشانی یافت بی دل شد ، پس باریافت همه دل شد ، پس دوست دید ، بر سردل شد!
پیر طریقت گفت : دوگیتی در سر دوستی شد ، و دوستی در سر دوست ، اکنون نمیتوانم گفت که او است!

چشمی دارم همه پر از صورت دوست                      با دیده مرا خوش است تا دوست در اوست
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست                     یا اواست به جای دیده یا دیده خود اوست

رب العالمین - : پروردگار جهانیان ، یکی را پرورش تن روزی و یکی را پرورش دل روزی ، یکی تن پرور به نعمت ، یکی دل پرور به ولی نعمت ، نعمت بهره کسی است که از کوشش در خدمت فروگذار نکند . طمع دیدار دوست صفت مردان است و پیروزی از آن بنده است که دوست او را عیان است .

ای منظر تو نظاره گاه همگان                   پیش تو در افتاده راه همگان
ای زهره شهرها و ماه همگان                 حسن تو ببرد آب و جاه همگان

3 – الرحمن الرحیم : رحمن است که راه مزدوری آسان کند .رحیم است که شمع دوستی در راه دوستان بر افروزد . مزدور همیشه رنجور و در آرزوی حور و قصور ، و دوست دربحر عیان غرقه نور!

روزی که مرا وصل تو در چنگ آید             از حال بهشتیان مرا ننگ آید

رحمن است که قاصد آن را توفیق مجاهدت داد ، رحیم است که واجد آن را تحقیق مشاهدت داد آن حال مرید است و این حال مراد ، مرید به چراغ توفیق رفت به مشاهده رسید ، مراد بشمع تحقیق رفت به معاینه رسید ! زیرا طالب به دوری از خود به وی نزدیک شود و به گم شدن از خود ، وی را آشنا گردد ، که او نه از قاصدان دور است ، و نه از طالبان گم ، و نه از مریدان غایب !

رحمتی کن بر دل خلق و برون آی از حجاب       تا شود کوته زهفتاد و دو ملت داوری !

4 – مالک یوم الدین : اشارت است به دوام ملک احدیت و بقاء جبروت الاهیت ، هر ملکی روزی به آخر رسد و زوال پذیرد و هیچ کس از ملک او بیرون نیست و کسی را چون ملک وی ملک نه ! امروز رب العالمین است و فردا مالک یوم الدین در دو جهان ملک خدا راست بی شریک و بی انباز، بی حاجت و بی نیاز ! پس اختیار بنده از کجاست ؟ و آن را که اختیار نیست حکم نیست .
دین در اینجا به معنی شمار است و پاداش ، می گوید مالک و متولی حساب بندگان منم ، تا کسی را بر عیبهای آنان وقوف نیفتد که شرمسار شوند ،  هرچند به حساب کردن نشانه قهر است اما پرده از روی کار بر نگرفتن عین کرم است ، خداوند خواهد تا کرم نماید پس از آنکه قهر راند! این است سنت خدای عزو جل که هر جا ضربت قهر زند مرهم کرم بر نهد!
پیر طریقت گوید : فردا در موقف حساب اگر مرا نوائی بود و سخن را جایی بود گویم : بار خدا از سه چیز که دارم در یکی نگاه کن ، نخست در سجودی که جز تو کسی را از دل نخواست . دوم تصدیقی که هر چه گفتی گفتم راست ، سوم چون نسیم کرمت برخواست ، دل و جان من جز تورا نخواست !

جز خدمت روی تو ندارم هوسی                  
        من بی تو نخواهم که بر آرم نفسی

5 – ایاک نعبد و ایاک نستعین – اشاره به دورکن عظیم آراستن دین است که مدار روش دین داران بر این دو رکن است : نخست آراستن نفس به عبادت بی ریا و طاعت بی نفاق و دیگری پیراستن و پاک نگاه داشتن نفس از شرک و فساد و تکیه نکردن به حول و قوت خود ، آراستن نفس اشارت است به آنچه می باید کرد در شرع و پیراستن اشارت است به آنچه می نباید کرد در شرع . ایاک نعبد : توحید محض است که خداوندی را خدای یگانه سزاوار ، چه او معبود بی همتا و یگانه یکتاست . وایاک نستعین اشارت است به معرفت عارفان و اصل این معرفت آن است که حق جل جلاله را به هستی و یکتایی بشناسی ، سپس به توانایی و دانایی ، که توحید بنای اسلام است و معرفت بنای ایمان ، راه شناسی نخستین به دیدن تدبیر صانع و دیگری به دیدار حکمت او است.
پیرطریقت گفت : از اینجاست که عارف ، طلب از یافتن یافت نه یافتن از طلب ، و سبب از معنی یافت نه معنی از سبب ،مطیع طاعت از اخلاص یافت نه اخلاص از طاعت ، گناه کار را گناه از عذاب رسید نه عذاب از گناه.

6 – اهدنا الصراط المستقیم : آین آیت عین عبادت است و مخ طاعت ، چه دعا و سوال و تضرع و زاری مومنان ، طلب استقامت آنان در دین است ، مومنان می گویند : بار خدایا یا راه خود به ما بنما و آنگاه ما را بر آن روش دار و آنگاه از روش به کشش رسان. پس نمود راه به آن است که خداوند آیات خود را نمایش داد ، روش آن است که مرتبه به مرتبه مقرر داشت ، کشش آن است که او را نزدیک خود خواست . مومنان در این آیت ، نمایش و روش و کشش هر سه می خواهند ، که نه هر که راه دید در راه برفت ونه هر که رفت به مقصد رسید ، بسا کس که شنید و ندید . بسا کس که دید و نشناخت و بسا کس که شناخت و نیافت .
بسا پیر مناجاتی که از مرکب فروماند                              بسا یار خراباتی که  زین بر شیر نر بندد
- صراط الذین انعمت علیهم : گفته اند که این راه وروش اصحاب کهف است که مومنان گفتند : خداوندا، راه خود را بر ما بی ما به سربر، چنانکه بر جوانمردان کهف تفضل کردی و نواخت خود بر ایشان نهادی و گفتی در این غار شوید و خوش بخسبید که ما خواب شما به عبادت جهانیان برگرفتیم . خداوندا، ما را از آن نعمت و نواخت بهره کن و چنانکه بی ایشان کارشان را به فضل خود به سربردی ، کارمارا هم به سربر،که هرچه ما کنیم بر ما تاوان بود و هر چه تو کنی عزت دو جهان بود.
پیر طریقت گفت : خدایا نمی توانیم این کار را بی تو به سربریم ، نه زهره آن داریم که از تو به سربریم ، هر گه که پنداریم رسیدیم از حیرت شمار وا گردیم ، خدایا کجا بازیابیم آن روز را که تو ما را بودی و ما نبودیم ، تا به آن روز رسیم میان آتش و دودیم ! اگر به دو گیتی آن روز یابیم بر سودیم ، ورنه بود خود را به نبود خود شنودیم .
انعمت علیهم : به اسلام و سنت در هم بست که تا هر دو بهم نشوند ، بنده را استقامت دین نبود ! که اسلام بی سنت نیست و هرچه نه با سنت است آن دین حق نیست . از اینجا است که پیغمبر گفت : گفتار نیک بسته به کردار نیک است و هر دو بسته به نیت است و هر سه بسته به موافقت سنت است .

8- غیر المغضوب علیهم و لاالضالین : خداوندا ، ما را از آنان مگردان که بخودشان باز گذاشتی تا به تیغ هجران خسته و به میخ رد بسته شدند، آری چه باری کشد حبل گسسته ؟ و چه به کار آید کوشش نبایسته ؟ در بیگانگی زیسته . امروز از راه بیفتاده و راه کج را راه راست پنداشته ، و اینان کسانی هستند که کوشششان در زندگی دنیا به هدر رفته و گمان می کنند که کردارشان نیک است.
گفتم که بر از اوج برین شد بختم                  ور ملک نهاده چون سلیمان تختم
خود را چو به میزان خرد برسنجم                از بنگه دونیان کم آمد رختم

لطیفه : سوره فاتحه را کلید بهشت دانند ، از آن روکه درهای بهشت هشت است و این سوره هم هشت قسم است تا آن هشت قسم تحصیل نکنی و به آن معتقد نشوی این درها بر تو گشوده نشد! نخست (الحمد) یاد ذات خداوند، دوم (الرحمن) ذکرصفات او ، سوم (ایاک نعبد) ذکرافعال او، چهارم ( ایاک نستعین) ذکر معاد، پنجم (اهدنا) ذکر تزکیه نفس، ششم (الصراط المستقیم ) ذکر آراستن نفس به نیکیها ، هفتم ( صراط الذین ) ذکر احوال دوستان و رضای خداوند از آنان ، هشتم ( غیرالمغضوب) ذکر احوال بیگانگان و نارضایی خدواند ازآنها. و هریک از این هشت علم دریست از درهای بهشت . پس هر کس این سوره را به اخلاص برخواند درب هشت بهشت بروی او باز شود، امروز بهشت عرفان و فردا بهشت رضوان در جوار رحمن

                                               صدق الله العلی العظیم 




Thursday, October 27, 2016

گزارش شدیداللحن جامعه جهانی بهائیان - قتل یک شهروند بهائی در یزد به دلایل مذهبی - فرهنگ امیری، از بهائیان یزد به دلیل «نفرت مذهبی» در این شهر به قتل رسیده است.

 *گزارش شدیداللحن جامعه جهانی بهائیان
 پنجشنبه، 6 آبان ماه 1395 = 27-10 2016



به گزارش رادیو فرانسه، جامعه جهانی بهائیان اعلام کرد که " فرهنگ امیری"، از بهائیان یزد به دلیل « نفرت مذهبی» در این شهر به قتل رسیده است. در بیانیه منتشرشده از سوی این جامعه آمده که ماه گذشته ٢ نفر پس از مراجعه به منزل فرهنگ امیری، از شهروندان بهائی ساکن یزد او را به قتل رسانده‌اند.

هرچند قاتلان همان زمان بازداشت شده بودند اما "بهائی نیوز" (تارنمای ویژه اخبار بهائیان)، یک ماه پس از آن با انتشار این بیانیه اعلام کرده که « ضاربین ضمن اعتراف به قتل، عمل را به دلایل مذهبی عنوان کرده‌اند».

بهائی نیوز، به نقل از یک منبع آگاه نوشته که « قاتلین اعتراف کردند که صرفاً بدلیل مسائل اعتقادی دست به این عمل وحشیانه زده‌اند و چون آقای امیری بهائي بوده و بهائي ها از نظر ایشان کافر هستند به استناد آیه ای از قرآن که خودشان هم نمیدانستند کدام آیه است، دست به این کار زده اند، هدف آنها کشتن یک بهائي بوده و مهم نبوده که آن فرد چه کسی باشد».

براساس این گزارش، قاتلین از مدت‌ها قبل خانواده این شهروند بهائي را تحت نظر داشتند و با اطلاع کامل از سکونت شهروندان بهائي در آن منزل به در منزل مراجعه کرده بودند.

پیش از این در خرداد ماه گذشته نیز جامعه جهانی بهائی با انتشار بیانیه‌ای از «اقدامات تهدیدآمیز از سوی افراد ناشناس علیه بهائیان در یزد» ابراز نگرانی کرده بود.

براساس این بیانیه ۲۲خرداد ماه (مصادف با تولد امام دوازدهم شیعیان)، در شهر یزد پوسترهایی بدون امضاء پخش شده که روی آنها نوشته شده بود: «خون بهائی هیچ ارزشی ندارد و وظیفه هر مسلمان است که مقابل این جریان بایستد، حتی اگر به قیمت از دست دادن تمام زندگی‌اش تمام شود».

پیش از این علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به یک استفتاء، بهائیان را «نجس» و «دشمن دین و ایمان» خوانده و توصیه کرده بود که «از هرگونه معاشرت با این فرقه ضاله مضله» اجتناب شود.


* گزارش شدیداللحن جامعه جهانی بهائیان

جامعه جهانی بهائیان در گزارشی از تشدید آزار و اذیت بهائیان در دولت روحانی خبر داده است. بر اساس این گزارش در سه سال دولت روحانی ۱۵۱ بهائی دستگیر شده‌اند و در ۳۸۸ مورد محل کسب بهائیان تعطیل یا تخریب شده است.

جامعه جهانی بهائیان روز سه‌شنبه (۲۵ اکتبر برابر ۴ آبان) گزارش سالانه خود را درباره اذیت و آزار بهائیان در ایران منتشر کرد.

به گزارش رادیو آلمان به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس که بخش‌هایی از این گزارش ۱۲۲ صفحه‌ای را منتشر کرده، با وجود وعده‌های حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران مبنی بر پایان دادن به تبعیض‌های دینی، اذیت و آزار بهائیان در ایران همچنان ادامه دارد.

این گزارش دولت روحانی را متهم کرده که با انتشار بیش از ۲۰ هزار متن تبلیغاتی علیه بهائيت، "کمپین نفرت‌پراکنی علیه بهائیان" را تشدید کرده است.

بر اساس این گزارش از زمان روی کار آمدن دولت روحانی در اوت ۲۰۱۳ تا کنون حداقل ۱۵۱ بهائی دستگیر شده‌اند و بیش از ۳۸۸ مورد تبعیض اقتصادی علیه بهائیان از طریق تهدید و ارعاب برای بستن محل‌های کسب و کارشان ثبت شده است.

همچنین از زمان آغاز دولت روحانی تا کنون هزاران بهائی از ورود به دانشگاه منع شده و ۲۸ دانشجوی بهائی نیز اخراج شده‌اند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۳ فتوا داد که تجارت با بهائیان برای مسلمانان ممنوع است. رهبر جمهوری اسلامی همچنین تصریح کرد: «هرگونه معاشرت با این فرقه ضاله ممنوع است».

جامعه جهانی بهائیان همچنین در گزارش خود تصریح کرده هر دولتی که در جمهوری اسلامی بر سر کار می‌آید برای پایان بخشیدن به دهه‌های طولانی اذیت و آزار سیستماتیک بهائیان با مانع روبرو می‌شود.

در ادامه آمده است: «دولت ایران به جای آنکه سعی کند به وعده خود برای پایان دادن به تبعیض دینی عمل کند، استراتژی تبعیض و ستم بر بهائیان را از دستگیری و زندان به سمت راه‌هایی برده که هزینه کمتری دارد مثل محرومیت‌های اقتصادی و تحصیلی.»

بانی دوگال، نماینده بهائیان در سازمان ملل درباره رفتار جمهوری اسلامی با بهائیان گفته است: «آنچه که ما در رفتار حکومت ایران با بهائیان می‌بینیم، بخشی از تلاشی پنهانی برای تخریب جامعه بهایی به عنوان یک نهاد زنده و پویاست.»

گزارش جامعه جهانی بهائیان نشان می‌دهد که آزار و شکنجه بهائیان از سال ۲۰۰۵ و از آغاز به کار دولت محمود احمدي نژاد تشدید شده است. در دولت احمدی‌ نژاد بیش از ۸۶۰ بهائی بازداشت شدند که حدود ۲۷۵ نفر از آنها به زندان بلند مدت فرستاده شدند و ۹۵۰ مورد توقیف اقتصادی برای بهائیان اجرا شده است. ۸۰ مورد هم به محل کسب و کارشان حمله و تخریب شده است.

در این گزارش از جامعه جهانی خواسته شده که برای پایان دادن به تبعیض علیه بهائیان به دولت ایران فشار بیاورد. نماینده بهائیان در سازمان ملل گفته این گزارش نشان می‌دهد که تنها راه برای وادار کردن جمهوری اسلامی به رعایت حقوق بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران، فشار بر این حکومت از طریق مجامع بین‌المللی، رسانه‌ها و فعالان اجتماعی و مدنی است.