Thursday, June 18, 2026

هنر بی رنگ بودن / محمدعلی برنا

 محمدعلی برنا

هنر بی رنگ بودن

حقیقتا تا اسلامی فکر میکردم منش و روشم بر اساس این بیان حضرت علی بود 

کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا 

باشید برای ظالم دشمن و برای مظلوم پشتیبان 


با آشنائی با ظهور حضرت بهاالله که عامل تقلیب قلوب و تبدیل فطرتها و رفع بیگانگی ها و یگانه تر شدن انسانها بودند ، این استراتژی در زندگیم کم رنگ شد .


امروز من حتی ظالمین را بایسته دشمنی نمی بینیم بلکه امید نجات و هدایت و اصلاح را در آنها مد نظر دارم .

بشر ببرکت ظهور جدید قوه های حق شناسی جدیدی دریافت کرده که دیگر شر مطلق هدایت ناپذیر در بین آنها نیست .


بدین خاطر دوست می دارم به جای بدگوئی و دشمنی و سرزنش و توهین اگر بتوانم چراغی برای ظالمان هم باشم .


حضرت بهاالله به من یاد داده سعادت همه ما انسانها به هم پیوسته است و کائنات به گونه ای عمل می کند که ظالمین را به سزای وحشتناک خویش می رساند و ما باید نقش منجی را بازی کنیم نه قاضی و حاکم یا معذب و منتقم .


خیرخواه همگان بودن استثنا بردار نیست و اساسا منع عدم مداخله در امور سیاسی شاید یک دلیلش این باشد که ما نقش هدایت بخشی و راهنمائی نمودنمان در جبهه باطل را هم از دست ندهیم و با عشق و محبت بتوانیم راهنمای آنها باشیم .

وگرنه با نفرت و دشمنی بدون هیچ بیان سیاسی ، کنش سیاسی داریم

چونکه بی رنگی اسیر رنگ شد

موسی ای باموسی ای در جنگ شد


اندکی تغییر در حاکمی جائر تاثیر عظیم در کاهش ظلم دارد پس حرمت باید نگاهداشت.


حتی اگر جبهه حق یا جبهه مظلوم کاملا مشخص و معین باشد ما حق قرار گرفتن در آن به قصد تقابل با جبهه دیگر نداریم

 ما و ظیفه مان ایجاد آشتی و صلح و عشق و محبت بین آحاد بشر هست و این وظیفه با طرفداری محض از یک جهت قابل تحقق نیست .


حرف افراد غرض و مرض دار یا جانبدار قابل استماع نیست .


ما برای ارتقای روح انسانها تلاش می کنیم و انسانهای اسیر در ظلمت نفس و هوا و ظلم و جفا ، مستحق تر به شفاعتند .


امروز بسیاری از ظلمهای بشر ریشه در جهالت دارد جهالت از سعادت حقیقی ،  خوشبختی واقعی و آرامش روانی  باید با نور آگاهی و علم در محوشان کوشیم


حضرت بهاالله مومنانش را به قدرت و سلطنتی می رساند که تاج سلطنت و ثروت در برابرش گرفتاری و محرومیت هست .


قدرت مسئولیت هست در کائنات که تاوانهای سخت خویش را دارد .


حضرت بهاالله می فرمایند:


" ای ذبيح نفس ظلم مُحْدِث ظهور سطوت و قهر بوده . اگر به بصر حقيقی ملاحظه نمائيد جميع ناس مستحقّ عذابند چه که بظلم مشغولند اِلَّا مَنْ شَاءَرَبُّکَ . مَعَ ذَلِکَ بِاسْمِهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيْم ناظر و دوست نداشته و ندارد احدی بر نفْسی تعرّض نمايد . ظالمان را بخدا واگذارند و در شدائد صابر باشند . اينست حقّ و شأنِ اهل حقّ وَ مَا بَعْدَ الْحَقِّ اِلَّا الضَّلَالُ "


(ص ٢٢٧ ج ٣ امر و خلق)​


این بیان مبارک ما را از قطبی ساختن جامعه منع می کند یعنی ظالم و مظلوم را در هم تنیده می نگرد ظالمان از تبعیت و تقویت و پشتیبانی پنهان مظلومان به وجود می آیند و

بسی عذابها در تاریخ عامل نجاتهای عظیمی گشته اند.


مظلومان باید بیندیشند کدام همفکریها هم کیشی ها هم عقیدتی ها باعث تقویت نهاد ظلم گشته است .


جامعه عهد شکن ، رهبران عهدشکن تولید می کند جامعه منافق و ریاکار رهبرانی اینچنین و جامعه بی توجه به محرومان حقیقی ظالم پرور می گردد.

خلایق هر چه لایق....


چون ما در عالم ظالم یا مظلوم مطلق نداریم رسالت ما روشن کردن مبانی ظلم و نتایج آن هست  نه طرفداری یا دشمنی از مظاهر آن.

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ 

نمیشود به تحجر معتقد بود ولی از دست متحجران نجات یافت .

انقلاب ها و تغییرات عظیم را باید در درون خویش بسازیم تا عالممان بر مدار آن بچرخد.



No comments:

Post a Comment