Bahram Shamshiri
طلوع کرمل-
«مریم» ملقّب به «ورقة الحمراء»-
دختر عمّۀ حضرت بهاءاللّه
نام مادر: مَلَک نساء خانم
نام پدر: میرزا کریم
حضرت بهاءالله پس از خروج از سجن سیاه چال «سجن اکبر» (محلّ نزول حوریّه بقا و اظهار امر خَفی) به خانۀ برادرشان میرزا قلی که شوهر مریم خانم بود تشریف بردند و در آنجا بستری شدند چرا که شانه و پشت حضرتشان از اثر فشار زنجیر های سنگین ( قره کهر و سَلاسِل ) سخت مجروح شده بود. آن خانه که متعلّق به میرزا بزرگ نوری جناب وزیر پدر حضرت بهاءاللّه بوده و از آثار بر جستۀ هنر معماری بود بعد ازانقلاب سال ۱۳۵۷ توسط دولت وقت تخریب شد.
مریم به مدّت یک ماه پرستاری حضرت بهاءالله را بر عهده گرفت و از هیکل رنجور ایشان پرستاری میکرد. او با حضرت بهاءاللّه چهار نسبت داشت :
اول این که دختر عمّۀ ( ملک نساء) حضرت بهاءالله بودند .
دوم ، خانم برادر حضرت بهاءالله، میرزا رضا قلی معروف به حکیم بودند .
سوم، خواهر همسر دوّم جمال مبارک مهد علیا بودند .
چهارم، خواهر شوهر دختر عمو و خواهر زادۀ اُمّی آن حضرت یعنی خواهر میرزا محمد وزیر شوهر حوّا خانم بودند.
غیر از الواح رقیقۀ و کلمات عالیات به افتخار مریم، لوح مصیبت حروفات عالّین (مندرج در صفحات ۲۶۵-۲۰۸ ادعیّۀ حضرت محبوب ) به اعزاز همین مریم خانم و حوّا خانم در تسلیّت صعود جناب میرزا محمّد وزیر، عزّ نزول یافته است . الواح متعدّی به افتخار مریم از قلم جمال قِدم نازل گشته است از جمله لوحی که با جملۀ « مریما عیسی جان به لا مکان عروج نمود » که در لیلۀ صعود حضرت بهاءاللّه زیارت میگردد همچنین لوح امنع اقدس که با جملۀ « ای مریم مظلومیّتم مظلومیّت اسم اوّلم را از لوح امکان محو نمود » این لوح از الواح پر سوز گدازی است که از دل حزین امر الهی حکایت مینماید و حضرت بهاءاللّه این لوح را به ( نالۀ بدیعه و گریۀ ربیعه" بهاری ) نام نهادند و از مظلومیّت خویش و بلائی که بر آن حضرت وارد آمده یاد فرموده اند ، علّت هجرت خود را به کردستان برای مریم شرح میدهند و نصایح مشفقانه در حقّ مریم روا میدارند که سر مشق روحانی اوست. مضاف بر این در سطر اوّل این لوح جمال مبارک میفرمایند : ای مریم مظلومیّتم مظلومیّت اسم اوّلم را از لوح امکان محو نمود به تبین حضرت ولّی محبوب امراللّه منظور از « اسم اوّلم حضرت باب » میباشد.
مریم پس از استقرار جمالمبارک در عکّا قصد زیارت و تشرّف به حضور حضرت بهاءاللّه را نمود ولی شوهر و بستگانش مانع شدند و او اشعاری مبنی بر سوز و گداز خود از این حرمان سروده است :
ای که شد آنطرف بحر مُحیطت منزل
مُلک دل را بنگر چون ز تو من خون دارم
آن چنانم ز غم هجر و و فراقت محزون
که دل خود و ملائک همه محزون دارم
پس از صعود مریم زیارتنامۀ مخصوص از قلم مبارک به اعزاز او نازل گردیه و او را به « ورقة الحمراء» ملقّب فرمودند .
از دیگر اشعار «مریم»
:
نوای عاشقان خوش با اثر بود
ز نار عشقِ عالم پُر شرر بود
نداند حال عاشق غیر عاشق
که حال عاشقان نوع دگر بود
عجب بزمی که شاهان زمانه
گدایان دَرَش بی پا و سر بود
چه نیکو می سراید نائی عشق
به جان ما دَمادَم نیشتر بود.

No comments:
Post a Comment